تبليغاتX
Baloch Academy Of Humanities - مصاحبه آكادمي علوم انساني بلوچ ايران با محب الله نوري 1 Welcome to the First Online Baloch Academy of Humanities

Copyright © balochacademy.org 2006

به اولین آکادمی اینترنتی علوم انسانی بلوچ خوش آمدید

مصاحبه آكادمي علوم انساني بلوچ ايران با محب الله نوري 1

 

مصاحبه آكادمي علوم انساني بلوچ ايران با محب الله نوري نويسنده  و محقق افغاني 

 

 موضوع مصاحبه: طالبان در افغانستان

 

                                   

 

بلوچ آكادميست: بطور خلاصه زندگي علمي و سياسي خود را شرح دهيد؟

 

محب الله نوري: بنده دوره مكتب را در ولايت زادگاهم (تخار) سپري كردم  و پس از سقوط تالقان مركز آن ولايت بدست طالبان افتاد. در يك هجرت اجباري يك و نيم سال و اندي را در ايران سپري كردم و پس از بازگشت ليسانس حقوق و علوم سياسي را درسال 1386 از دانشگاه كابل دريافت كردم. دوره دانشجويي ام مصادف بود با دوره انتقالي حامد كرزي و آغاز روند جديد با حضور نيروهاي خارجي در كشور.

 

در واقع، اين سالها تاريخ افغانستان شگفت انگيزتر ميباشد، چون ما از يك تاريكي عميق تاريخي بيرون شديم و بدرون لايه هاي پيچيده يك سياهي عميق تر فرو رفتيم و اين اولين بار بود كه تاريخ بسيط افغانستان پيچيده تر و تفسيرش مشكلتر ميشود.

 

در اين دوره  اگرچه رسالت اصلي خود را تحصيل دانش ميدانستم، اما اين پيچيدگي نوين در تاريخ كشور مرا بر آن داشت بگونه هزاران هموطنم كه در آن تاريكي كهن زاده شده و هنوز هم در اين تاريكي نوين دست و پا مي زنيم فكري بحال مملكت مان نمايم و اگر خدا خواسته باشد در حد توان روزنه اي بسوي آينده ها بگشايم و اين فكر كه نخستين جرقه هاي انگيزش سياسي ميتواند در ذهنم باشد مرا وا داشت تا به عنوان نخستين گام در ادامه انجمن كوچك كه با دوستانم  درسال 1377 تاسيس كرده بوديم  نشريه اي را ايجاد كنم بنام "كانون الگو."

 

اين نشريه كارش اين بود كه ما ازطريق آن توانستيم در كمترين شماره خيلي از مسايل مهم در پيوند با اوضاع سياسي و جاري كشور را  به گوش مسوولين كشور برسانيم. در گام دوم همان انجمن كه قبلا با دوستانم تاسيس كرده بوديم را بنام "كانون فرهنگي جوانان افغانستان" ثبت و راجستر وزرات عدليه كشور نموده و تلاش كرديم تا دفاتر آنرا در بعضي از ولايات كشور ايجاد نمايم. در اين سالها نيز يك دستگاه راديو را بنام"راديوتخارستان"تاسيس و فعال كرديم و دوستانم دست به ايجاد نشريات متعدد محلي و فعاليتهاي زياد فرهنگي، ورزشي و هنري  زدند.

 

در ضمن در تمام اين سالهاي دانشجويي  ضمن برگزاري مجالس درس و بحث و گفتگو با حضور دانشمندان و دانشجويان در دفتر مركزي اين نهاد، به آن اكتفا نكرده و شخصاً سعي كردم تا نقاط نظر خود را در پيوند با تحولات جديد و جاري با  رهبران  سياسي احزاب مختلف و مسوولين دولتي در ميان بگذارم  و پس از بحث و گفتگو و ديدارهاي مهم كه با بعضي از آنها  داشتم متوجه شدم كه به قول معروف "خانه ازپاي بست ويرانست، خواجه در فكر نقش ايوان است." سپس فكر كردم كه بايد هر چه زود فرصت را از دست نداده و با ياري نسل جوان و نيروي هاي روشنفكر از مجراي همان نهاد خودي به ميان توده برگشت و تا قبل از اينكه كارد از استخوان و كار از كار بگذرد بايستي كار اساسي و بنيادي را آغاز كرد، و بعد با اين انديشه  در آن نهاد ضمن نوشتن كتب و مقالات سياسي كه تعدادي از آنها در كابل به چاپ رسيده اند از جمله كتاب"طرح يك انقلاب"را كه در باب ضرورت يك انقلاب فكري فرهنگي در افغانستان است تكميل و به چاپ رساندم. كتابي ديگر درباره خورده نظام كه حاوي يك نظامنامه فرهنگي سياسي و مبارزه جمعي و سازماني است را نيز در آنجا تكميل نمودم. تحقيقي ديگر در باب" تفكر سياسي سيد جمال الدين افغان و اثر آن در جنبشهاي سياسي معاصر" نوشته و تسليم دانشگاه كابل نمودم و آخرين فعاليت علمي بنده پيش از آمدن به هند رساله اي بود تحت نام "حوزه تمدني فجرستان" در باب همگرايي منطقه ي ميان هفت كشور منطقه كه در آن مبتني بر خواهش ملتهاي منطقه باورمند به نوعي همگرايي هستم كه بايست سرانجام منجر به يك نوع همبستگي همه جانبه ملتهاي خويشاوند منطقه و برداشتن مرزها ميان آنها شود كه جهت اطلاعات بيشتر در اين زمينه خوانندگان محترم ميتوانند به وبلاگ همكاران و دوستانم تحت عنوان" فجرستان" و وبلاگ خودم تحت نام "فجر"به گوگل مراجعه بفرمايند. در حال حاضر من دانشجوي فوق ليسانس علوم سياسي و مديريت دولتي كالج اس بي وابسته به دانشگاه بين المللي پونا(هندوستان) ميباشم.

 

بلوچ آكادميست:  دركل، به نظر شما چه نوع سيستم سياسي در تاريخ افغانستان حاكم بوده است؟

 

محب الله نوري: اگر بخواهم به سوال شما فشرده و دقيق پاسخ بگويم و يا حتي براي تمام سوالات تان بستري از پاسخ هاي شفاف پي ريزي كنم اجازه بدهيد پيش از همه  با يك نگاه نو، مستقل و دانشجويي سري به تاريخ افغانستان بزنم  و براي اين كار مجبورم يك زمابندي كلي و فشرده  اگرچه نامانوس از تاريخ افغانستان بدست بدهم. بدون نامگذاري نميشود تاريخ را شرح داد و لازم است بگويم  كه نامگذاري  مورد نظر را نه از بعد مثبت و منفي بلكه بخاطر وضاحت و بهتر دست ياب شدن هدف مورد نظر در اين مصاحبه  و از زاويه اينكه در"دوره بسته" كدام ايدئولوژي خاص كه بيانگر روابط ما با بيرون مرزها باشد به ظهور نرسيده است ولي در دوره دوم كه "عصرباز" نامگذاري ميكنم ايدئولوژي هاي كمونيزم توتالتر، اخوانسيم بنيادگرا، طالبسيم راديكال و غربگرايي افراطي با الهام هاي تندروانه اش (همزمان است با حضور نيروي خارجي در كشور) همه ايدئولوژي هاي بودند كه از بيرون كشور وارد شدند و نيز در ادامه اين دو دوره تاريخي لازم ميدانم تا نسلي را بياد بياورم كه در هر دو عصر تاريخي  نقش اساسي بازي كردند و شايسته است كه پيشاپيش اين دسته را"نسل باران"بنامم و در پيوند با اين نسل لازم ميدانم از آخرين عصر كه ما اميد ظهورش را داريم نيز نام ببرم.  پس پاسخ اين سوال شما را در دو عصر "بسته" و "باز" و يك نسل كه همان "نسل باران" است و آخرين عصر كه "عصر فجر" است بيان خواهم داشت.

 

ادامه مصاحبه را در شماره دو آن بخوانید...

+ نوشته شده در  یکشنبه 21 بهمن1386ساعت 14:34  توسط بلوچ آکادمیست  |