آیا چند همسری قبل از اسلام رواج داشته است؟
آیا چند همسری قبل از اسلام رواج داشته است؟
۱. بله، لطفا توضیح دهید.
۲. خیر، لطفا توضیح دهید.
مریم: قبل از اسلام چند همسری نبوده، و قبل از اسلام زن فاقد ارزش بوده و مورد سو استفاده بوده ... بعد از اسلام پیامبر بزرگ ما ارزش به زن داد و تا 4 زن اجازه داد تا حدود را مشخص کند.
امیر: بله . چون چه قبل از اسلام و چه بعد از اسلام مرد از ارزش بالاتری برخوردار بوده و حکومتی که در آن زمان بر روی زنها بوده به نظر من نشان دهنده این است که چند همسری قبل از اسلام هم وجود داشته البته به زن بعد از اسلام بیشتر توجه شد چون پیامبر اسلام آن را (چند همسری ) قانون مند کرد.
کمال از سوئد: ملازهیء گرامی، ملت عزيز بلوچ، سلام. پاسخ دادن بصورت آکادميک به سوال فوق مطالب زيادی را در بر ميگيرد که يک پيام از گنجايش آن عاجز است. بيش از ششهزار سال قبل در برخی مناطق مسکونی، انسانها به هر چيز که بر و ثمر ميداد، احترام ميگذاشتند که بعدها در حفظ آن کوشش کردند و بالاخره برخی از ميان آنها مثل زنان، گاوهای شيرده و زاينده مورد پرستش نيز قرار گرفته اند تا آنجا که زن از طريق داشتن عاطفه بيشتر بر جامعه حکم برتری داشت.
تاريخ نشان ميدهد از زمانيکه انسانها شروع به غصب حقوق يکديگر برای بدست آوردن اموال و غنائم بيشتر روی آوردند، قدرت بدنی و چابکی جنگیء مرد جايگزين عواطف مادر سالاری گرديد و همهء باور های قبل از خود را تغيير داد. يقين دارم دوران مادر سالاری در چندين مرحله از تاريخ بميان انسانها آمده و برچيده شده است.
اما امروز که هر چيز بصورت علمی پرسيده و پاسخ داده ميشود، مرد و زن در جريان قانون طبيعی هردو در ساختارهای جامعه چه در آزمايشگاههای بالنده کننده مفاد جامعه و چه در عرصهء اختراع و توليدات وسايل جنگی و همچنين توليد مثل شريک يکديگر اند.
در تشکيل يک زندگی مشترک، بررسی های اخلاقی، سلامتی، کار و علاقه، زن و مرد را به يکديگر نزديک ميکند. در غير اينصورت در پاسخ به آنچه که برخی مذاهب از قبيل اسلام و يا جوامع مرد سالار در حکمفرمائی مرد تأييد ميکنند، ميتوان گفت بسياری زنان ثروتمند هستند که ميتوانند چهار يا بيشتر مرد را مزدوج و يا مردان خانهء خود نمايند.
لذا تصميمات در امور زندگیء جامعه هرچقدر علمی، انسانی و عاقلانه تر باشد، جامعه سالمتر و خوشبخت تر خواهد بود.
"احمد رضا طاهری: پلی گمی" یا "چند همسری" نوعی از ازدواج است که شخص (مرد یا زن) بیش از یک همسر دارد... اما در اینجا منظور "چند زنی" میباشد.
"چند زنی" درطول تاریخ بین بسیاری از قبایل و جوامع مختلف در سرتاسر دنیا به روشهای مختلف رواج داشته است، مثلا: چین، هند، آفریقا و ... از انسانهای اولیه گرفته تا به امروز. بنابراین، قبل از اسلام هم این عمل وجود داشته.
هر چند که امروزه "عمل چند همسری"، عملی غیر فانونی درکشورهای توسعه یافته غرب محسوب میشود و همچنین در اکثر کشورها عملی غیر عادی میباشد، اما از دیدگاه اسلام و کشورهای اسلامی و چند کشور آفریقایی، این عمل حالت قانونی داشته و بنابراین عملی عادی میباشد.
در بین علتهای مختلف که موجب "عمل چند زنی" میشوند، به نظر من سه دلیل اصلی عبارتند از:
1. گسترش خانواده و سپس فامیل، که این خود دلیلهای دیگری دارد، مثلا قدرت در بین قبیله و...
2. حس شهوت جنسی قوی در مردان که موردی طبیعی میباشد... مثلا: اعراب در قبل از اسلام.
3. این عمل بیشتر در مواردی انجام میگیرد که مردان دارای قدرت و سرمایه مطلوب و یا عالی، در جامعه های کاملا سنتی زندگی میکنند، و همچنین دارای افکار سنتی و فاقد دانش کافی در زمینه علوم اجتماعی میباشند، و اینکه زنان کاملا سنتی، ندانسته و یا بالجبار دنباله روی فرمان اینچنین مردان هستند.
اما در دنیای امروز، مخصوصا در بعضی از جوامع سنتی و مذهبی مثل مناطق شهرنشین بلوچستان ایران، از"عمل چند همسری" مثل گذشته استقبال نمیشود... چرا؟
1. به علت ظاهر شدن موج جدید دختران دانشجو و با سواد.
2. پیشرفت در ارتباطات و اطلاعات در بین مردم این منطقه، مخصوصا نسل جوان...
3. پیشرفت در تکنولوژی.
عبدالستار: سلام منی عزیزین براس. قبل از اسلام چند همسری هم بوده ولی طبق رسم .رسوماتی که داشته اند. در روایتها داریم که چند همسری قبل از اسلام بدون نکاح صورت می گرفته و هر کس هم هر جه قدر که می خواسته همسر اختیار می کرده .
عبدالخالق بارانزهی: از چند همسری گفته بودید و اینکه ایا قبل از اسلام وجود داشته یا خیر . البته که وجودش را نمیتوان انکار کرد چرا که حضرت ابراهیم دو همسر داشت یکی هاجر و دیگری سارا و حرمسرای پادشاهان ایرانی نیز نمیگذارد این موضوع انکار شود . چرا که هر پادشاه تا هزاران همسر داشت .
البته بعد از اسلام تعدد زوجات پیامبر به اشتباه بد تفسیر گردید و به گونه چندش اوری دست مردان هوس باز را به نام اسلام و سنت برای بر گزیدن همسران متعدد باز گذاشت . و هر وقت از آنان در مورد اینکه چرا همسران متعدد اختیار میکنید میپرسیم در جواب مبگویند : این سنت رسول الله است . آخر کسی نیست که بگوید رسول خدا همسرانش را از میان بیوه زنان و افراد فقیر و بی سر پناه بر میگزید تا باشد که سر پناه و تکیه گاهی برایشان باشد و در ایمان آوردن آنها میکوشید . اما شما چه ؟
همسر اول پیامبر ؛ خدیجه بنت خویلد بود که 15 سال از نبی خدا بزرگتر بود . و محمد (ص) در زمان حیات وی هیچ همسر دیگری اختیار نکرد . تاریخ گواه است که از آن تعداد همسر پیامبر فقط دو نفر باکره بودند و بقیه بیوه زنانی بودند که هیچ کس و کاری نداشتند . آنانی که حرف از سنت میزنند بگویند سنتی بالاتر از تعدد زوجات پیدا نکردهاند ؟ به امید آنکه سو استفاده از قوانین اسلام در بین مردمان جایی نداشته باشد .
مژگان ناروئی: من با نظر آقای بارانزهی تقریبا موافقم ,بله چند زنی در قبل از اسلام وجود داشته چند همسری (پلی گامی)مقوله دیگری است که عدم مساوات روابط میان زن ومرد را تاکید می کند اما در اینجا رویارویی قران و سنتهای بومی,مطرح میشود حکم قران در مورد حق اختیار کردن چهار زن به طور همزمان ,گامی بسیار پیشرفته نسبت به زمان پیش از پیامبر (ص)بود با وجود این حکم ,پیامبر(ص)بر سر راه مردانی که گرایش به جانب تعدد زوجات داشتند ,موانعی نهاد . در قران با صراحت اظهار شده که مرد تنها در صورتی حق اختیار چهار زن را خواهد داشت که بتواند مساوات کامل را میانشان بر قرار سازد و زنان اجازه یافتند تا به بی عدالتی و سو رفتار مردان اعتراض نمایند وپس از حکم قران بودکه ,تعدد زوجات به صورت اصلی عمومی در نیامد.البته در میان طبقات ثروتمند تا به امروز نیز مشاهده می شود وجود قانون چند همسری منبع نگرانی و نا امنی زنان بوده طوری که یکی از زنان نویسنده لبنانی دوران اندوهبار و تلخ زمان کودکی اش را در ورود همسر سوم پدرش به خانواده توصیف می کند
سوره نسا یا زنان ,قسمت اعظم این سوره در ارتباط با حقوق زنان است این سوره زمانی بر پیامبر اسلام (ص)نازل شد که بسیاری از مسلمانان در جنگ احد کشته شدند از اینرو نگرانی های ناشی از تعداد فراوانی از زنان بیوه و کودکان بی سر پرست در آیه آغازین این سوره به چشم می خورد که یکی از دلایل مستحکم تعدد زوجات پیامبر بوده و حال نگاهی اجمالی به زندگی پیامبر و تعدد زوجات ایشان.
سخن آخر این است که مردانی که از روی هوس و یاداشتن ثروت زیاد به بهانه سنت ,همسران کم سن و سال اختیار میکنند و با بی عدالتی هم رفتار میکنند بدانند که سنت رسول خدا این نبوده آنها اگر خیلی پای بند به سنن رسول الله هستند بروند زنان بی سرپرست و بی بضاعت را به همسری برگزینند تا به نوعی از مشکلات هم نوعانشان کم کنند و به جامعه انسانی اینگونه خدمت بکنند.
سنجی ناروئی از پاریس: کاش انسان از تعقل و خرد خود و در صورت ندانستن از حقوق تاييد شده جهانیء زمانی که در آن بسر می برد در مورد مسايل اجتماعی کمک ميگرفت؛ و دچار اشتباه عمد و شخصی نميشد.
من يک زن شوهر از دست داده ام که دور از وطن عزيزم بلوچستان زندگی ميکنم. اما دوران کودکی، نوجوانی و بخشی از جوانی ام را در بلوچستان گذرانده و با فرهنگ بلوچستان و آنچه که بر فرهنگ ملتم سنگينی مرگزا ميکند آشنايم. در تمام دوران زندگيم در بلوچستان، با وجود فقر و فشار بيعدالتیهايی که بر خانواده ام از جانب اشغالگران وارد ميشد، هرگز به آن فکر نکرده ام که با مردی که در خانه اش يک زن دارد، ازدواج نمايم. آرزو هم نکرده ام. گاهی بخود ميانديشيدم اگر عاشق چنين مردی هم بشوم، ميبايست خود را کنترل کنم تا به زن وی بی احترامی نکرده و عامل لغزندگی اخلاقی آن مرد نيز نشوم. دائم کوشش کرده و ميکنم بر روی پای خود با توان و علاقات خود بايستم، مگر در کارهای جمعی و اجتماعی. با اين پيش درامد وارد مبحث ميشوم. امروز تکامل علم جامعه مسئله فقر را از طريق ايجاد حکومت خرد ورز و متکی به افکار علمی جمعی و رای اکثريت جامعه پاسخ داده است. به نظر من انسان از بدو تولد و دوران تحصيل دارای حقوق تضمين شده از جانب حکومتی که ذکر کردم ميباشد. همچنين در صورت بيکاری حقوق مشخص قانونی نيز دارد. در چنين صورتی کسی فقير نخواهد بود که خود را برای لقمه ای نان و يا سرپناهی خود را به زير دست و پای مردی بيافکند. در هزاروچهارصد سال پيش که دوستان آنرا دوران اسلام مينامند چنين تعقل و راه حلی در انديشهء انسانها خطور نکرده است. اگر هم خطور ميکرد، قدرت طلبان آنرا نابود ميکردند، همانگونه که امروز در برخی نقاط متاسفانه شاهدش هستيم. برای يک انسان خرد گرا که به راه حلهای موجود اجتماعی می انديشد، فقر بزرگترين ننگ است و ميبايست با آن مبارزه کرد. از طرز فکر بانک مژگان ناروئی که کودکان 9 ساله را به آغوش مردان پنجاه اندی ساله دعوت ميکنند، و بدون در نظر داشت راه حلهای علمی جامعه زنان را به گدائی و گداپروری عادت داده و از مردان ملتسمانه ميخواهند که بسراغ زنان فقير و بيوه کردهء تفکر.
ايشان بروند، سخت تکان خوردم. وحشتناک است که انسان از حقايق جهان پسند بگريزد و به موهومات ضد بشری پناه ببرد. کاش چنين افکار وحشتناکی را در انظار عمومی ملت اشغالشده بلوچستان به معرض نمايش نميگذاشتيد و با سکوت احترامتان را همانگونه که در يک گزارش از وضع اسف بار کودکان به وسايتها فرستاده بوديد، حفظ ميکرديد. ما ميبايست در صدد انجام راه حلهای خوشحال کننده و گره گشای برويم. پس به آن درزد قهار "رفسنجانی" که مسلمان و پيرو سلفش ميباشد بگوئيد تا يازده بيوه فقير بلوچ را به حرمسرايش ببرد و همه شرکای جمهوری و پاسدارانش را بنا به تفکر بانک مژگان به گرفتن يازده زن بيوه و کودک 9 ساله دعوت نمايد. در آن صورت حکومت کاملا بر وفق مراد شما گرديده و فاتحهء جامعه را هم خوانده و بلوچستان را در انظار جهان خوشنام و سربلند کرده ايد!!
من فکر ميکنم هدف واجه ملازهی از مطرح کردن اين سوال بردن جامعه بسوی راه حلهای علمی ـ منطقی و نوين است؛ نه آنکه مردم و جامعه را به عقب هل داد. کاش شما بدون مراجعه به آن مثالهای وحشتناک از عقل و سرنوشت زندگی خود و اطرافيانتان چند سطر بخاطر شاد کردن ملت زير ستم بلوچ مينوشتيد. اميدوارم شما احتياجی به آن مراجع و آدرسها که ذکر کرده ايد نداشته باشيد و يقين دارم نداريد.
من را يک خواهر خدمتگزار خود بدانيد. با تمام وجودم شما را دوست دارم و به ملت بلوچ عشق ميورزم و در هر گونه گفتاری دوستانه و سازنده در خدمت همه شما هستم. چنانچه موردی را ندانستم از بسياری روشنفکران بلوچ کمک ميگيرم و گفتگو را پيش ميبرم. قربانت مژگان جان گرامی. همه انسانها محترم هستند و نقد جای خودش را دارد. ما در مورد مسئله ای اجتماعی و بسيار سنگين وارد مبحث شده ايم لطفا آنرا با علاقه و حوصله و نهايت علمی دنبال کنيم.
مژگان ناروئی: سنجی عزیزم سلام از اینکه نظرت را نوشتی ممنونم فکر میکنم سو ،تفاهمی در برداشت از نوشته من شده و به خوبی بررسی نشده و یا من کم توضیح داده ام اما به هر حال من نه فردی متعصب و مذهبی هستم که تعصبات خاص مذهبی مرا وادار به نوشتن کرده باشد و نه بی اعتقاد به دین اسلام هستم چرا که با توجه به مطالعاتی که داشتم این دین اسلام بوده که به زن ارزش واقعی اش را بخشیده و اینکه در دنیای اسلام امروز در مقایسه با جوامع پیشرفته غرب , ما چیزی از این ارزش واعتبار نمی بینیم بر می گردد به اشاعه سنت های بومی که توسط عده ای سود جو بوده که با نام علما، اسلامی مقررات دین اسلام را با توجه به سلایق و منافع شخصی خود تحریف نموده اند و از زن موجودی حقیر گوشه نشین و در کل یک نوع ابزار و یا برده ساختند و اینکه در نوشته قبلی ام به تعدد زوجات پیامبر اشاره ای داشتم منظورم تشویق و دعوت دختران کم سن وسال همچون حضرت عایشه که به همسری پیامبر که بالای 50 سال سن داشت نیست و اینکه پیامبر با توجه به چه مصلحت هایی حضرت عایشه را با توجه به کم سن وسالی اش به عنوان همسر برگزیده نمی توانم چیزی بگویم چرا که منبع موجود این موضوع را دستور و وحی پیامبر دانسته و اینکه چه دلایلی وجود داشته الله’ اعلم ... و در اینکه چرا پیامبر را الگوی بعضی از مردان قرار داده ام که به بهانه تعدد زوجات و به بهانه سنت رسول زندگی خیلی از زنان را تیره و تار میکنند نیز ایرادی نمی بینم و تعجب میکنم که شما, از این مورد به عنوان مثال وحشتناک یاد کرده اید چرا که در آن زمان بهترین کار ممکن را پیامبر نسبت به حق و حقوق زن انجام داده طوری که خاور شناس برجسته انگلیسی در نوشته هایش اظهار میدارد :حضرت محمد(ص) در زمینه بنیادی و پر اهمیتی چون موقعیت زنان و کودکان در جامعه , توانست تغییرات اساسی فراهم سازد و دانشنامه کوتاه اسلامی اظهار می دارد :که اسلام قوانین رایج ازدواج را اصلاح کرد هدف قرآن در اینجا همچون سایر زمینه های قانون گذاری اجتماعی, بهینه سازی موقعیت زنان بود .و در باره اینکه در دوران پیامبر زنان در مسجد به خواندن نماز می پرداختند و در واقع در اجتماع حضور داشتند اما امروز با وجودسنت های بومی در جوامعی چون (بلوچستان) این عمل زنان دیده نمی شود چه می توان گفت؟ به جز اینکه بیش از حد چشم وگوش بسته تابع سنت های بومی شده ایم طرف حسابم با افرادی است که دارند سو،استفاده می کنند از دین اسلام از سنت های پیامبر , ریشه بحث من هم مربوط به فقر و بد بختی حاکم بر جامعه مان (بلوچستان )است و من هم با شما موافقم که منظور آقای ملازهی از مطرح نمودن این سوال سوق دادن این جامعه به سمت یک تفکر نوین و علمی منطقی است .اما بانک سنجی عزیز شما در مورد راه حلهای خوشحال کننده وگره گشا توضیحی ندادید.
بدانید طرف حساب من آن دسته از افرادی است که با تکیه بر بعضی باور های غلط حفاظ مستحکمی برای حاکمیت خود بنا کرده اند.
امروز آمار زنان و دخترانی که به لحاظ آزار های خانواده سنتی ,فقر بیکاری عدم آموزش نبود امکانات کافی برای جوانان و اعتیاد و آرزوی زندگی بهتر و یا زیستن بدون غم وترس به اشتباه به خیابان ها پناه برده اند افزایش یافته امروز آمار تعداد زنان مجرم پدیده حراج دختران و تجارت زنان دو برابر گشته و شمار زنانی که با فروش پیکرشان به دنبال آرزوهایشان سر گردان شده اند و همچنین زنان سر پرست خانواری که برای سیر کردن شکم خود و فرزندانشان به تحمل رنج ها و مصیبت ها و نیاز های حیوانی انواع و اقسام مردان ناشناس تن داده اند افزون گشته ریشه همه ی این معضلات فقر و نداری است که بر جامعه ما کاملا حاکم است و نمی شود انکارش کرد ودر واقع اولین قربانیان فقر همین زنان و کودکان معصوم هستند اشاره من در نوشته قبلی ام به افرادی است که این مشکلات را نمی بینند و آن حکومتی که شما در نوشته تان ذکر کردید اینجا وجود ندارد(شرایط بد اقتصادی) که برای افراد بیکار هم حق و حقوقی در نظر گرفته شود تا اینگونه از روی نداری و بدبختی به قول شما زیر دست وپای مردان بیفتد و ملتمسانه از مردان بخواهد که بیوه گان را به همسری بر گزیند و در جامعه بلوچستان ما نمونه های فراوانی از تعدد زن و یا چند همسری دیده می شود که در بیشتر موارد با بی انصافی تمام با زنان رفتار شده آیا این قابل باور است که مردی به خاطر دختر زابودن همسرش او را طلاق دهد و به خاطر جنسیت (مرد) همسر و یا همسرانی اختیار مند یا کسانی که سنی از آنها گذشته میروند و زن زیر 15 سال را به همسری بر میگزینند و ملاک برای خانواده این دختران فقط ثروت وشهرت بوده و هزاران موارد دیگر که قلب هر شخصی را به درد می آورد آیا من اشتباه می کنم که به این افراد می گویم به بهانه ثواب و سنت و قرآن اینگونه سو،استفاده نکنند و اگر در صدد ثواب ونیکی هستند خواهشن به گونه دیگر سنت را زنده کنند
نمیدانم سنجی عزیزم حرف هایی که گفتم قانع کننده و مفید بود یا نه ؟
به هر حال نظر همه ی شما عزیزان بلوچ برایم مهم هست و احترام خاصی برای شما قائل هستم 20 بهار از عمرمن میگذرد اگر حرفهایم توجیه کننده نیست یا از پختگی کامل بر خوردار نیست شما بزرگوار باشید و بگذارید به حساب کم سن وسالی و بی تجربگی.
سنجی ناروئی: بانک مژگان زندگبات اِت. سلام بر همهء دوستان، قبل از هر موضوعی شجاعت و صراحت مباحثهء مژگان گرانقدر قابل تقدير است. جوان هستيد، اما ديدگاه شما به مسائل اجتماعی دارای وزنی شايسته و کمياب است.
هر چند بحث و نقدی را از ديدگاههای متناوب دنبال ميکنيم، اما جای خوشحالی اينجاست که ميتوانيم به تفکر ديگران احترام بگذاريم.
در مورد تعريف نوع حکومت هم سوالی بميان آمد. قبلا در جمله ای فقط به آن اشاره کرده بودم،"حکومت خرد ورز و متکی به افکار علمی جمعی و رای اکثريت جامعه."
شايد اين جمله کافی نباشد و بهتر است با افزودن چند جملهء ديگر بتوانم در اين پيامهای کوتاه منظورم را رسانيده باشم. برای تشکيل يک حکومت خرد ورز و متکی به علم و آرای اکثريت جامعه، پيش از هر چيزی فرهنگ تحمل عقايد و انديشهء ديگران ضروری است. پس از اين تحمل، جامعه در مباحثات شرکت ميکنند. در مباحثات نکات مثبت و قابل پذيرش اکثريت يادداشت ميشود. اين يادداشتها بصورت قوانين جامعه برگزيده ميشوند. مجموع سه موضوع فوق يعنی تحمل عقايد ديگران ـ ، مباحثات ـ و تعيين قانون؛ شکل حکومت را مشخص مينمايد.
اگر تفکری با ناديده گرفتن ساير تفکرات همچنان به حکمرانی ادامه دهد، نتايجش فراری شدن من و آن آلامی است که مژگان عزيز بخوبی زوايايش را در جامعهء بلوچستان محترم ديده و مثال زدند که قلب هر انسانی را شديدا متأثر ميکند.
در مورد بحث اينجا جملهء بحق شما: " اینکه چه دلایلی وجود داشته الله’ اعلم ... " منظور اصلی من را هم پاسخ ميدهد. وقتی ما متکی به خرد جمعی جامعهء خود باشيم، پاسخ به نيازها و نوينـتر کردن جامعه را همچنان"الله ُ اعلم" رها نميکنيم که او هم جوابش را هرگز ندارد. اگر ميداشت پاسخ به انسانهای امروزی را هم امروز ميداد و همه چيز را خاتم يا ختم شده رها نميکرد!! امروز هيچ کس و هيچ تعقلی بجز جهالت و زورگويی، نميتواند در برابر حقوق مساویء مطرح شده ما زنان بلوچ ايستادگی کند. از جانبی همين جهالت و زور گويی بشکلی بر سر زورگويان از جايی ديگر تحميل ميشود. از اينرو استکه اگر در قسمتی از جامعه کوچکترين بيعدالتی بوقوع بپيوندد، اشاعه ميشود و ديگر ابعاد مختلف جامعه را تحت الشعاع قرار ميدهد و يا مسری خواهد شد. مثل بی توجهی به فرهنگ من که نهايتاً فرهنگ فارسها را زير سوال برد و تاريخ دروغين ايرانشان را افشا کرد.
ما زنان امروز سهم خود را در جامعه بهتر از تعريفی که برخی مردان برای ما دارند ميشناسيم و برای همين است که تا کنون هيچ مردی نتوانسته است زن را به درستی تشريح کند. در بالا ترين بررسیهای اجتماعیء جهانی بجز خود زنان هيچ دانشمند و جامعه شناس مردی بجز ابراز پشتيبانی، توضيح عاقلانه تری از توضيح زنان نميتواند در مورد زن ارائه دهد. با چنين فاکتورها و خواستهايی است که حقوق زن در جامعهء جهانی با مرد يکسان پذيرفته ميشود. در سال 1996 واجه الس پهره ای به منابع خبری و حکومتی کشورهای غربی به جند زبان مختلف جهان نوشت: اگر زنان چادر(حجاب!) را نخواهند، اسلام ناپديد خواهد شد. تمام جامعه شناسان و مذهب شناسان جملهء وی را تأييد کردند. امروز فشار بر زنان و مطيع کردن اجباریء آنها را در ايران بوضوح ميبينيم. همين موضوع بيشتر از نيمی از مسائل سياسی را در کشورهای ديکتاتوری به خود مشغول کرده است. يعنی بيشتر از همهء مسائل کار، ملی، شهروندی، اقتصادی، فرهنگی و زبانی. چرا؟ آيا جز اين است که موهومات ناپديد خواهند شد؟. به نظر من همانگونه که در يکی از نوشته های دوستان محترم بلوچ آمده است، هيچ حکومتی بجز ديکتاتوری اسلامی نميتواند "ايران" ساخت انگليس را بر روی پای خود نگهدارد. زيرا ديکتاتوريهای ديگر مثل ديکتاتوری پهلوی که مذهب را همراه خود نداشته يا ندارند، فقط با کشتار مردم نميتوانند ملل ديگر را در بند ايرانشان نگه دارند. از اينرو است که من معتقدم مذهب يک چيز يا امر خصوصی است، نه عامل تعيين کننده سرنوشت همهء تفکرات مختلف يک جامعه. وقتی برخی دوستان بلوچ مذهب را نماد تعيين کننده و پاسخ دهندهء مسائل اجتماعی معرفی ميکنند، من بلوچ و امثال من را که به مباحث علمی و عقلانی معتقديم، از جامعه و سرزمينمان حذف ميکنند. اينجاست که به حقوق انسانی من و منشور سازمان ملل متحد اجحاف ميشود. کسی که اجحاف ميکند، يقينا اجحافهای ديگری هم ميکند.
از آقای مدير محترم وبلاگ و ملازهی عزيز پوزش ميخواهم که بحث را از راستای واقعی اش دورتر بردم. اما باتوجه به دردهاييکه مژگان مهربان از جامعهء ما توضيح داده بودند، لازم ميدانستيم از حقوق زنان دردمند بلوچستان و منطقه و (حد اقل) خودمان دفاع کنيم. ما به ثواب و صدقه احتياج نداريم. ما توان داريم که روی پای خود بايستيم، درصورتيکه اجحاف، فرمان، فتواهای وحشيانه و.و. به زنان از سر و کلهء برخی مردان متحجر بيرون برود. وگر نه جامعه همينگونه در آشوب و بيعدالتی غوطه ور باقی خواهد ماند. بازهم بر آن گفتهء خود تاکيد ميکنم، بهتر است از ثمرهء مباحثات علمی و عقلانی خودمان به نيازهای جامعه بنگريم و پاسخ دهيم. زيرا ما به فتواهای موهوم و کهنه احتياجی که نداريم بماند بجای خود، بلکه بکار گرفتن آنگونه موهومات نه تنها شان انسان و تفکرش را پايين مياورد، بلکه توهينی است به مقام زن. و من آنرا هرگز بخود نميپذيرم. sanjibaloch@yahoo.com
علی د.م. از نروژ: سخنان خانم سنجی نارویی برخاسته از تجربه و تاریخ سیاه زنان بلوچ میباشد. من با ایشان کاملا موافقم. اما سخنان خانم مژگان نارویی نسبت به سن و سالش واقعا زیبا هستند. بحث بسیار جالب این دو نفر را دقیق خواندم و به این نتیجه رسیدم که دختران بلوچ همچون مژگان و سنجی کاملا اگاه هستند. و بهترین بحث را همین دو نفر ارائه دادند. اما مردان بلوچ کمتر شرکت دارند.
کمال از سوئد: همهء ما انسانها در چهار حالت (دوستی، تاسف، خوشحالی و خشم) شريک هستيم. چهار زن گرفتن و چهار شوهر داشتن بنظر من نبايد در تقابل و يا تقارن با يکديگر فرقی داشته باشند. بعنوان يک مرد اين نظر من بود در مورد چند همسری.
از آنجاييکه بحث مربوط ميشد به زنان، هم سنجی گرامی و هم مژگان ارجمند بخوبی در آن سهم گرفتند و از حقوق زنان جامعه بلوچ دفاع کردند، واقعا باعث مسرت و افتخار من شد. سنجی سخنان مجرب و آموزنده داشت که اميدوارم کسی از آن نرنجيده باشد. مژگان با توجه به قيد و بندهاييکه از نزديک با آن روبرو است در عين حاليکه شجاعانه نقد را پذيرفتند، به مسائل جانکاه زنان ملت در بند بلوچ اشارات خوبی فرمودند. هر چند که يکی از آنان در ميان آتش و ديگری متواری شده از آتش ميباشند، برای من از آن جهت آموزنده و افتخار آميز بود که هر دو عليه ستم و جهالت و تحميلها برخواسته اند. اينکه زردشت،عيسی، بودا و محمد چه گفته اند، بقول هر دونفرشان برميگردد به همان زمان. اما ما در زمانی زندگی ميکنيم که همه چيز بصورت رو راست، علمی و عقلانی بايد حل شود و هيچ چيز از بيرون بر آن حکم نراند. مبارزه هر دو بانوی گرامی را بر عليه جهل و ستم به آنها تبريک ميگويم. زنده باشيد.
علی اصغر ملازهی: بنام خدا. با سلام- تشکر میکنم از آقای احمد رضا طاهری و همچنین از تمامی شرکت کنندگان محترم در این بحث، بخصوص از خانم مژگان نارویی، خانم سنجی نارویی، آقای کمال، و آقای عبدالخالق بارانزهی. از استقبال گرم و فعالیت شما و نظریات آموزنده شما خیلی خوشحال شدم. من هم تا یک هفته دیگر نظرم را اعلام میکنم. همچنین جهت اطلاع شما عزیزان تحقیقی تحت عنوان: "بررسی نگرش زنان و مردان نسبت به پدیده جند همسری در استان سیستان و بلوچستان"، توسط اینجانب در حال انجام میباشد که انشائ الله تا چند ماه دیگر به پایان میرسد و گزارش آن را خدمت شما ارائه میکنم. با تشکر از شما.
ali_mollazehi@yahoo.com
احمدرضا طاهری: سلام خدمت شرکت کنندگان و دوستان عزیز بحث چند همسری، با تشکر فراوان از تمامی بازدید کنندگان و شرکت کنندگان در این بحث به خصوص خانم مژگان و سنجی نارویی، آقایان کمال عزیز، بارانزهی عزیز، محمد بن عبدالله، و عبدالستار...
هر چند که کمی از موضوع اصلی خارج گشتیم اما بهرحال سودمند بود. به نظر من این نوع بحثها باید صورت بگیرد. تا زمانیکه بحث نکنیم پیشرفتی نخواهیم داشت. باید آنقدر بحث و تبادل نظر کنیم که به موارد تازه ای برخورد کنیم.
باید هر حادثه ای را از ریشه بررسی کنیم تا پی بوجود ریشه ببریم...
قوانین هرگز ثابت نمیمانند، زیرا که بشر در حال رشد و تغییر است.
مواردی را که خانم مژگان نارویی ذکر کردند، مواردی هستند که اگر خانمی در 30 سال پیش در بلوچستان به آنها اشاره میکرد، از جامعه طرد میشد...
همیشه در طول تاریخ زنان قربانی افکار سنتی و مذهبی تندروها بوده اند. و زمانی افکار سنتی و مذهبی تندرو به خود میآیند که متاسفانه موج قدیمی زنان جامعه قربانی شده اند...
اما موج جدید از منطق استفاده میکنند...
سنت را بررسی میکنند و فاکتورهای منفی اش را دور میاندازند... این پدیده مانند رودخانه ای است که راه خود را میرود چه ما بخواهیم و چه نخواهیم...
مدیر فنی وبلاگ مهرنهاد: به نام عادل یکتا. ابتدا از جناب آقای ملازهی وهمچنین جناب آقای طاهری به دلیل فراهم نمودن زمینه یک بحث علمی وتحقیقی تقدیر وتشکر می نمایم وهمچنین از آقایان وخانمهائی که با علاقه مندی با توجه به اهمیت موضوع نظرات خودشان را بیان داشته اند نیز به حیث یک شهروند تشکر می کنم . اما بحث تعدد زوجات که واقعا یک بحثی طولانی وبه درازای تاریخ می باشد شاید نیاز به تحقیق وارائه نظرات فوق العاده کارشناسی داشته باشد و هر نظری هم که ارائه می شود قطعا موافقین ومخالفینی هم خواهد داشت . اما بنده در اینجا فقط به عنوان یک مرد استنباط ودیدگاه خودم را می توانم اینگونه بیان نمایم که در این باره هم مردان به زنان ظلم روا داشته اند وهم زنان به زنان ظلم نموده اند چرا که زمانی که یک مرد می خواهد ازدواج مجدد نماید به چند دلیل به همسر اول خود ظلم می کند زیرا من به عنوان یک مرد به اثبات می رسانم که آن عدالتی که مورد نظر خداوند و پیامبر اسلام بوده است هرگز رعایت نمی شود و در دنیای امروزی هیچ کس قادر به اجرای صحیح عدالت نیست بنابراین هرکجا که عدالت رعایت نشود نقطه مقابل آن ظلم است . واز طرفی دیگر زنانی که ازدواج با مردان همسر دار را قبول می کنند نیز هم در حق خودشان وهم در حق یک زن دیگر ظلم نموده اند واز دو حالت خارج نیست . اگر چنانچه مرد به همسر دوم خود توجه بیشتری مبذول دارد قطعا رعایت عدالت آن انجام نمیپذیرد واگر که به همسر اول خود علایق بیشتری نشان دهد نسبت به زن دوم خود ظلم نموده است . پس بنابراین زنان هم باید توجه نمایند که در صورتیکه می دانند عدالتی صورت نمیگیرد نه به حق خود ونه به حق دیگران ظلم ننمایند .
حال ممکن است جای این سئوال پیش آید که همسران دوم وسوم وچهارم مردان بدون اختیار خود وبالاجبار ناچار به ازدواج با مردان دارای همسر می گردند که بنده این مسئله را هرچند که وجودش را انکار نمی کنم اما آن را منسوخ شده می دانم چرا که خداوند به زن اختیار داده که همسرش را خود انتخاب نماید و ازدواج بدون رضایت دختر بالغ از لحاظ شریعت اسلام مورد قبول نیست و البته در این مبحث سکوت دختر را نشانه رضایت دانسته اند اما اگر دختر علنا مخالفت نماید از لحاظ اسلام نظرش محترم است وباید مورد توجه قرار بگیرد . اما تا زمانیکه زنان سکوت وخاموشی را که برداشت از آن نشانه رضایت است در پیش گیرند هرگز به راه حل منطقی در این باره دست نخواهند یافت . حال مسئله دیگر آن است که اگر مردانی که می گویند که اسلام به ما تعدد زوجات را اجازه داده است ؛ باید این مطلب را نیز مد نظر داشته باشند که اسلام فرموده که در صورت رعایت عدالت این کار صورت گیرد ودوم اینکه کسانیکه با این شدت این مسئله را مد نظر خود قرار می دهند الزاما باید به این دیدگاه شرعیت که زن باید با رضایت به ازدواج در آید را نیز توجه نمایند . ولی به نظر من هیچ زنی به دلخواه خود حاظر نخواهد شد حتی اگر عدالت هم رعایت شود با مردی ازدواج کند که از یکسال فقط سه ماه شوهر چهار همسری خود را ببیند و نه ماه دیگر را به تنهائی بگذراند که البته تکرار می کنم آن مرد اگرعدالت را توانسته باشد رعایت بکند و از طرفی مثلا ماهیانه درآمد مرد چهارصد هزار تومان است فقط باز هم اگر عدالت صورت گیرد هر خانمش انتظار یکم چهارم آن درآمد را داشته باشد .ومهمتر از همه آن است که در زندگی هر شخصی باید عشق وعلاقه وجود داشته باشد و آیا واقعا یک مرد در دراز مدت قادر خواهد بود به چهار همسر خود عشق وعلاقه عادلانه وصادقانه داشته باشد؟ عشق وسیله نقلیه ای نیست که هر لحظه انسان تمایل به تعویض آن داشته باشد تعویضش نماید و گذشته از آن اگر یک فردی مثلا یک ماشین بنز مدل 2005 دارد و بسیار به این ماشینش علاقه مند است اما زمانیکه به ماشین مدل 2006علاقه پیدا می کند تمام علایقش نسبت به ماشین قبلی در دلش از بین می رود و همه علایقش معطوف به آن ماشین جدید می شود .
پس چگونه ممکن است یک انسانی که همسر دوم می گیرد وعلاقه ودوستی و الطاف ومحبت نو وتازه همسر دومش او را از عشق علاقه قلبی به همسر اول باز ندارد؟ نکته دیگر آنکه مردان باید سعی نمایند که فرق بین عشق وهوس را به درستی درک نمایند و بدانند که حتی هر چیز حلالی هم نزد خداوند پسندیده نیست . مثلا طلاق ناپسندترین حلال در نزد خداوند است . یاد دارم مردی فقط بخاطر اینکه خانمی را در حال رانندگی دیده بود به اصطلاح خودش عاشقش شده بود و ؛ وقتی که با آن زن که برای زندگی کردن وعشق وعلاقه وارد زندگیش شده بود ازدواج کرد دلیل ازدواجش را فقط پرستیژ همسرش به عنوان یک راننده زن می دانست این در حالی بود که با این ازدواج هر دونفر اشتباه کرده بودند چرا که پس از مدتی همین مرد با آن زن سر ناسازگاری زدکه من اشتباه کردم که با توئی که از رانندگی خسته شده ای ازدواج کرده ام و زن می گفت من دوست داشتم که حداقل بعد از اینکه ازدواج می کنم شوهرم راننده باشد ومن در کنارش بنشینم ولذت ببرم اما تو مرا برای رانندگی می خواستی. که پس از مدتی سرانجامشان طلاق شد . البته نکات وموارد در این باره فراوانند که در این مجال نمیگنجد و تا زمانیکه دختران وپسران جامعه عاقلانه و بر طبق علایق خودشان بدون دخالت اطرافیان همسر دلخواهشان را انتخاب نمایند هرگز نیاز به اینکه مجدد ازدواج نمایند نخواهند داشت . و متقابلا تا زمانی که آزادی انتخاب همسر از جوانان جامعه چه دختر وچه پسر گرفته شود ما شاهد این موارد تعدد زوجات خواهیم بود و این مسئله تعدد زوجات در جامعه کنونی یک بخش عمده اش ناشی از ازدواجهای اجباری در جامعه است چرا که زندگی که با عشق وعلاقه وخواستن وطالب بودن آغاز شده باشد به همان شکل ادامه خواهد یافت ونیاز به تجدید فراش نخواهد بود .
امید رضا طاهری: چند همسری بطور رسمی و غیر رسمی از اغاز پیدایش بشر بوده و اگر دختران و زنان متوجه حق و حقوق خود در ابعاد مختلف زندگی نشوند همیشه به همین شکلی که هست باقی میمانند در ضمن خداوند انسانها را یکسان افریده و به انها ازادی یکسان داده اما هر انسانی موظف به حفظ رفتار و شخصیت خودش است.چه زن باشد و یا چه مرد.
---- جمله اخر: چه از دید پسر ویا چه از دید دختر اگر ان پدیده ای که ما ان را عشق مینامیم انالیز نشود بدانید که ان عشق نیست بلکه شهوت است.
ناصر محتشمی: سلام سنگتان! آیا چند ھمسری قبل از اسلام رواج داشتہ است؟ (کمکی بہ مشکلات اجتماعی و فرھنگی ملت بلوچ نمیکند)
آگر ھدف از این تبادل نظر مشکلات اجتماعی و فرھنگي ملت بلوچ است، بہ نظر بندہ دوستان باید مسائل و مشکلات جامعہ کنونی بلوچستان را تجزیہ و تحلیل کنند ـ ھر چند کہ فرھنگ اسلامی آمیختہ با فرھنگ و سنتھای ملت بلوچ شدہ، اما چند ھمسری قبل از اسلام یا چند ھمسری حضرت محمد درد جامعہ ما را درمان نمی کند ـ
بہ نظر بندہ داشتن چند ھمسر در یک زمان کاری بسیار نادرست است ـ اما بشرط آنکہ دختر و پسر حق انتخاب ھمسر را داشتہ باشند! متاسفانہ در جامعہ ای کہ چشم بستہ پسر عمو را بہ دختر عمو و دختر عمو را بہ پسر عمو (یعنی دو خواھر و برادر) را بہ ھم عقد میکنند، مسلما نتیجہ این ازدواج ھا طلاق و یا چند ھمسری خواھد شد ـ
برای یک ازدواج سالم پسر و دختر باید از معیارھا و ضوابط شایستگی ازدواج آگاہ باشند ـ معیارھای شایستگی بستہ بہ این است کہ چہ توقعاتی از ازدواج داشتہ باشیم ـ متاسفانہ در جامعہ ما عشق، محبت و یکدلی و بلوغ روحی کہ صفات پسندیدہ و معقول ازدواج ھستند، حرام و گناہ کبیرہ بحساب می آیند، حتی دختر و پسران زیادی در این راہ جان خود را از دست دادہ اند و با مجوز اسلامی وارد جھنم شدہ اند ـ ّ
یکی از دوستان نوشتہ اند کہ حضرت محمد با چھار زن بیوہ ازدواج کردہ بہ این خاطر کہ آنھا را مسلمان کند! دوست عزیز ھمہ جا پر از کافر بودہ، اگر این استدلال درست است پس چرا ھمہ بیوہ ھای کافران را عقد نکردہ اند ـ چہ شد کہ فقط بہ چھار تا زن گیر دادند؟
آقای مھرنھاد فرمودہ اند کہ طلاق ناپسندترین حلال در نزد خداوند است ـ
دوست عزیز اگر برابری حقوق زن و مرد را قبول داشتہ باشیم و بہ قرن بیست و یکم توجہ کنیم، انتخاب و سلیقہ خداوند را باید تحویل احمدی نژاد و ملاعمر بدھیم ـ چون سلیقہ و انتخاب خداوند جوابگوی زندگی دنیای امروز نمیتواند باشد ـ ھمانطور کہ ازدواج را کاری پسندیدہ می دانیم ، طلاق نیز ھیچ اشکالی ندارد اگر آگاھانہ باشد، و تا زمانیکہ حق طلاق بہ خانمھا ھم دادہ نشدہ چند ھمسری و مرد سالاری وجود دارد .
مهناز: من فکر می کنم منظور آقای مهرنهاد این بوده که در بلوچستان بسیاری از مردان به نام اسلام حق طلاق را مطلق برای خود می دانند وهر زمان بخواهند بدون قید وشرط زن یا زنانشان را طلاق می کنند و این تذکر آقای مهرنهاد موجب می گردد تا مذهبیون تلنگری بخورند که طلاق ناپسندترین حلال در نزد خداوند است واینقدر بی پروائی نکنند مردان در طلاق زنانشان . وفکر می کنم چون آقای محتشمی در خارج از کشور هستند موقعیت بلوچستان کنونی را نمی توانند به درستی درک کنند . باید با همین شیوه بیانی آقای مهرنهاد با جامعه کنونی بلوچستان سخن گفت و...
فرزاد بلوچ: با سلام و خسته نباشید من تک تک نظرات را با دقت مطالعه کردم و به این نتیجه رسیدم که یک نقطه واحد وجود دارد که همه به آن اشاره کردند خصوصا بانک مژگان عزیز و بانک سنجی البته هرکدام به زبان خو د.اما در کل با نظرات آقای محتشمی کاملا موافقم وآنزمان که طلاق ناپسند ترین حلال نزد خداوند بود گذشت و مذهبیون اگر به همین شیوه و طرز تفکر پیش بروند معلوم نیست عاقبت جامعه چه خواهد شد مشکل ما این است که نمی خواهیم با زمان پیش برویم.
واجه کمال و واجه طاهری و دیگر دوستان اشارات خوبی کردند به حل مسائل با توجه به زمان و عصری که در آن زندگی می کنیم.
بله در زمانی که ما در آن زندگی میکنیم یعنی قرن21 باید همه چیز به صورت عقلانی ومنطقی پی گیری وسپس حل شود.
زمان: سلام خدمت عزيزان گرامي نمي دونم اين سوال چي سوالي بود طرح شدي ولي نظر من ايني كي بلوچ نمي توني بيشتراز يك زن داشته باشي چون امروزي بلوچ نمي توني حرج زندگي خودش تامين كني براي اينكي به بلوچ نه كار مي دهند نه پولش تامين مي كنند به همين خاطر او وطن خودش را رها مي كنند و به ديار ديگر مي رود يعني كشورهاي خيلج فارس پس چي جوري زن و بچه هايش را تنها ميزارد وبه كار مي شتابد زن گرفتن مشكلي ولي بايد از روي اصول باشي قديمي ها مثلا دختر خودشون مبخشيدن ميكفتن دختر من وقتي بزرگ بشي مال فلاني است توي بلوچستان امروزي همين اداب وروسوم بر جاي چون شايد كوقعي كي دختر بزرگ شد نخواست ازدواج كني باپسري با پسر كسي ديگي دوست داري يا خط نشان كشيدن كي با هم ازدواج كنند يعني ازدواج زوركي من مخالفم بايد هر كس بايد همسر ايندي و شوهر ايندش انتخاب كني بايد شما اين حرفها را به مردم بلوچستان گوشزد كني و اين وسوال را برام طرح كن و بفرست تا نظريه هاي عالي از مردم بلوچ بشنوي سوال ايني ؟؟؟/كي چرا قديمي ها يا پدر بزرگ ها دختر يا نوهايشنان را مبخشيدن به نوها يا اشناهاي خود ميگفتن اينها هر وقت بزرگ ميشدن باهم بايد ازدواج كنند چرا؟؟/جواب من برام بدي يا بزار تو سايت همه جواب بدن درخواست من هميني والسلام ...
بالانچ: واجه زمان بلوچ، سلام. پيرمردها و يا مردم قديم از رسومات "قديم" برخوردار بوده اند. آنها خيلی چيزهای ديگر که امروز ما بکار ميبريم و يا به آنها احترام ميگذاريم، نميدانستند. اما امروز شما ميدانيد که تا چه حد به حقوق خود احترام قائليد، بطوريکه به حقوق ديگران تجاوز نشود. از صدها دليل علمی يکی را نام ميبرم که ما با پيروی از برخی اعمال گذشتگان دچار چه اشتباهات بدی شده ايم. بطور مثال ازدواجهای نزديک و همخونی از قبيل پسر و دختر خاله، عمو، دائی، عمه و ... باعث ميشود در توليد نسل بعدی بيماريهای وحشتناکی از قبيل کم هوشی وانواع نقضهای بدنی را انتقال بدهد. از اينرو هرچه زمان و علم و تکنيک پيش ميرود، بهمان نسبت ادعاهای پوچ برخی گذشتگان هم کم کم از ميان ميرود. اين موضوع تنها در بلوچستان نبوده که پسران يا دخترانشان را در طفوليت ميبخشيدند. بلکه در سوئد و ديگر کشورهای پيشرفته بلحاظ قانونی نيز 200 سال پيش مردمش همانگونه که پيرهای ما فکر ميکنند، می انديشيدند و عمل ميکردند. اما امروز با آزمايشات دی اِن ای دختران و پسران برای بچه دار شدن تصميم ميگيرند تا فرزند سالم و غير مزاحمی به جهان و جامعه تحويل دهند. اميدوارم همه ما از گفتارهای علمی و عقلانی خوبی که دوستان در بالا ذکر کرده اند پيروی نمائيم و صاحب يک جامعه ايده آل در بلوچستان عزيز بشويم.
كپي برداري از مطالب این وبلاگ با ذكر منبع بلامانع است
