تبليغاتX
Baloch Academy Of Humanities - تحول از دیدگاه شرق و غرب: محمد ایوب نعمت اللهی Welcome to the First Online Baloch Academy of Humanities

Copyright © balochacademy.org 2006

به اولین آکادمی اینترنتی علوم انسانی بلوچ خوش آمدید

تحول از دیدگاه شرق و غرب: محمد ایوب نعمت اللهی

 

 

تحول از دیدگاه شرق و غرب 

محمد ایوب نعمت اللهی

روزنامه نگار

 

همه چیز در این عصر متجدد در حال تحول، دگرگونی و جنبش است. افکار و عقاید، اساس و اصول معنوی، اخلاق، آداب و رسوم، سیمای زندگی، مسکن، لباس، غذا، وسایل ارتباطات و اطلاعات، جنگ و صلح و کلیه ابزار زندگی و حتی خود انسان در حال تحول هستند.  

در غرب به اصطلاح تمدن ساز و در شرق به اصطلاح عقب افتاده و در سرتاسر جهان هستی لحظه ای نمی گذرد که کلمه تحول بر زبانهای اندیشمندان و عامه مردم نگذرد. امروزه مردم در زندگی روزمره شان هیچ چیزی را تصور نمی کنند مگر از دریچه فکر نارسای تحول،فکری که بر همه چیز و بر همه ارکان هستی بال گسترده است. بدیهی است زمانیکه چنین فکری بر فهم و شعور و ادراک مردم اینگونه پیروز گردد به ناچار باید فکر آنان درباره دین نیز با آن برخورد نماید.  

روزی که انقلاب علمی و صنعتی اروپا همه چیز را در آن سرزمین به بازی گرفت و دگرگون و متحول ساخت و حتی حقایق دینی هم از این تحولات و دگرگونی در امان نماند و عالمی را با دست و اندیشه روشنفکران حرفه ای کوبید. و همزمان با این انقلاب جهان اسلام را با بکار گرفتن فریب خوردگان  باصطلاح روشنفکر و حقوق دانان غرب زده به آشوب کشید سوالهایی مطرح ساختند که، یک، آیا مقاصد و ماموریت دین بپایان رسیده؟ دو، بردگی در اسلام چه معنایی دارد؟ سه، سرمایه داری چیست و مالکیت فردی و نظام طبقاتی چرا؟ چهار، زن در اسلام چرا اسیر مرد شده است؟ پنج،اسلام چرا با تمدن امروز مخالفت میکند و از آزادی غرائز انسان و آزادی افکار جلوگیری میکند حال آن که خود را طرفدار سرسخت بشریت و حقوق بشر نشان میدهد؟ شش، آیا این دین خیالی و اعتباری نیست؟ آیا افیون توده ها نیست؟ هفت، چرا با فلسفه ی نظام اشتراکی عداوت میورزد و همیشه با تحولات اقتصادی مبارزه میکند و این رکود فکری چرا؟ هشت، عالم متجدد به عصر تحول و جنبش قدم نهاده است و همه چیز در آن در حال تحول است و اسلام هنوز خود را با این تحول تطبیق نمیدهد و چراهای دیگری از این قبیل در میان اندیشمندان غرب زده کشورهای اسلامی بکار افتادند و هر کس در میدان فکری خود به مقابله و مبارزه با اسلام پرداخت و ماموریت خود را انجام داد تا این دین مبین را تضعیف، تخریب و منزوی نمایند.

اما در واکنش به این چراها متخصصان امور اجتماعی و متفکران بصیر جهان اسلام بپا خواستند و قلم بدست گرفتند و بیطرفانه به قضاوت نشستند و به روشهای علمی جواب همه این پرسشها را قاطعانه بیان فرمودند و ثابت کردند که همه چیز در جهان در حال تحول و دگرگونی  نیست بطوریکه این روشنفکران مادی میبینند بلکه یک رشته اصولی ثابت و پایدار هستند و یک سلسله سیماهائی دگرگون و ناپایدار که هر دو از روز اول مقام خود را حفظ کرده اند یعنی ثابت هنوز هم ثابت است و ناپایدار هنوز هم ناپایدار است و هر دو با هم همگام و هماهنگ هستند و دو هزار سال قبل اینطور بوده و بعد از این هم اینطور خواهد بود. این انقلاب و بیداری اروپا نیز چیز تازه ای نیست که امروز پیدا شده است بلکه با برخورد با عالم اسلام و مسلمانان بدست آمده است.

روزی که اروپا در خواب غفلت فرو رفته بود و در اثر پیدایش جنگهای صلیبی علت پیروزی مسلمانان از مشرق زمین به آنجا رسید و رواج یافت و این دانشمندان و اندیشمندان اروپایی بودند که ستیزه جویی را پیشه خود ساختند و در مفهوم آزادی، در مفهوم انقلاب علمی و صنعتی، در نقش زن در جامعه و... به انحراف افتادند که در نتیجه صنعت در آنجا ویرانگر اخلاق شد و روابط خانواده به طوفان عظیم گرفتار شد، دیو غریزه جنسی از بند آزاد شد، حکومت دینی تعطیل گردید، سرمایه بیحساب بکار افتاد و توده های ستمدیده با این دین کلیسایی راکد اروپایی درگیر شدند. این نابسامانی ها با دست سه نفر یهودی:  مارکس، فروید، و درکیم، جهان را فرا گرفت که هر سه وظایف خود را به نحو احسن انجام دادند بطوریکه مارکس ماموریت خود را در اقتصاد، فروید در روانشناسی و غریزه جنسی، و درکیم در علوم اجتماعی و جامعه شناسی استوار ساخته و دین را افیون توده ها قرار دادند و نقش معنویت را از قلم انداختند و عالمی را با رنگ غریزه جنسی آلایش دادند. اقتصاد و سرمایه گذاری را به مقام پرستش نشاندند و عقل را از دست انسان گرفتند و عقل اجتماعی را بر آ ن حاکم ساختند و از این نکته غافل ماندند که جامعه از افراد تشکیل میگردد و اگر افراد و منابع انسانی جامعه متخصص و کارآمد نباشند و صاحب تفکر و عقلانیت نباشند جامعه از کجا عقل کسب میکند و جامعه را چطور اداره میکنند و چگونه بهره ور میسازند.

اسلام بر رفاه عمومی و شکوفایی وضع اقتصادی جامعه تاکید میورزد. به اعتقاد نظریه پردازان معاصر اسلام در جامعه بزرگ اسلامی تفکرات اقتصادی نظام های اشتراکی و سرمایه داری راه حل جامعی برای ریشه کنی فقر اقتصادی، در ماندگی و تنگناهای زندگی و گرانی و تورم نتوانسته اند ارائه بدهند  و جامعه اسلامی ما همچنان با بیماریهایی غیر علاج مانند: تشویش فکر، فساد اخلاق، اختلاص مالی، عدم اعتماد، ضعف کنترل، تشنج خانوادگی، و فرو پاشی جامعه و امثال اینها مواجه گردیده است و همه این مسائل و جریانات ضرورت بازگشت به اسلام را برای حل مشکلات و گشودن گره های زندگی حتمی میسازد تا در سایه آن اهداف ارزشمندمان را تحقق بخشیم و تجربه ها و اشتباهات گذشته را که عمر ما به پای آن اتلاف شده تکرار نکنیم.

اگر ما عرب و یا عجم هستیم این راه حل با کرامت نژادی ما مناسبتر است و اگر مسلمانیم این راه حل لازمه اسلامیت و نتیجه ایمان ماست. هر تحلیل گر و ناظر به درگیریهای موجود در سطح جهان و بحران های اقتصادی، سیاسی، روحی و روانی که در جریان است و انحطاط اجتماعی که در سایه آن پیش آمده و لجام گسیختگی اخلاقی که خردمندان را به شکایت وادار ساخته همه اینها بیانگر این است که روند حوادث سیادت و حاکمیت اسلام را ناگزیر میسازد، زیرا غرب در رهبری بشر، عاجز و ناتوان مانده است و در حمل بار امانت به زانو در آمده است و جهان امروز نیاز به رسالتی جدید دارد که تمدن جدیدی را به همراه بیاورد، تمدن جهانی انسانی،اخلاقی و ربانی، نه شرقی و نه غربی، تمدنی که میان علم و ایمان جمع کند و ماده و روح را در هم آمیزد و آزادی فرد و مصلحت جامعه را فراهم سازد.

روحانیت معظم و فارغ التحصیلان مدارس عالیه دینی و طلاب محترم حوزه های علمیه و علوم دینی و سایر اندیشمندان،نخبگان، اصحاب قلم و اشراف علمی جامعه اسلامی امروزه مسئولیت خطیری بر دوش دارند و با پردازش به مسائل کلی جهان اسلام سعی بفرمایند عناصر ثبات بخش جامعه را ارزیابی نمایند و دریابند که چگونه میتوان مانع از آن شد که رقابتها،تضادها،تعارضات و کشمکشهای سیاسی،اجتمایی و اقتصادی باعث فرو پاشی و تجزیه جامعه شوند.

امروزه نظام جمهوری اسلامی ایران در معرض تهاجم تبلیغاتی شرق و غرب از درون  و بیرون است و قدرت های توسعه طلب و سلطه طلب میخواهند با حربه  تبلیغات،ارعاب و اختناق امنیت، رفاه و بهروزی جامعه ما را موکول به تحقق شعارهای تو خالی، امیدهای واهی و آرمانهای یوتوپیاتی ذهن گرا کنند. هدف پنهان آنها که با چشم غیر مسلح قابل رویت نیست کسب مشروعیت و باقی ماندن در قدرت، چپاول منابع نفتی و زیرزمینی منطقه و بهره گیری از مواهب اقتدار بی مسئولیت است.  

توسل به شعار دموکراسی و صورتهای مسخ شده آن نیز سرپوشی برای مقاصد واقعی قدرتهای سلطه طلب است. وقتی جامعه ای با چنین شرایط اقتضائی مواجه باشد انسجام ملی و اتحاد اسلامی را میطلبد.  

ابر شخصیت علمی، فقهی و مذهبی دوران خلافت عباسی و مغز متفکر جهان اسلام حضرت امام جعفر صادق رضوان الله و سلام الله علیه میفرماید (( مادامیکه در جامعه اسلامی، یک، فرمانروای عادل. دو، فقیه دانشمند، و سه، طبیب دانا حضور داشته باشند، جامعه اسلامی به تشتت، انحطاط، ذلت، انقراض و نابودی کشیده نخواهد شد.

منبع: هفته نامه تلکی، سال اول، شماره پانزده، 4 مهر ماه 1386، صفحه 2.

+ نوشته شده در  یکشنبه 20 مرداد1387ساعت 17:57  توسط بلوچ آکادمیست  |