اشتغال و تاثیر آن بر نقش زنان در عرصه خانواده و اجتماع: بیات
اشتغال و تاثیر آن بر نقش زنان در عرصه خانواده و اجتماع
معصومه بيات
چکیده:
امروزه گسترش و تنوع مناسبات و روابط اجتماعی در زوایای گوناگون به اندازه ای است که شکل گیری شخصیت و هویت انسان را متاثر از خود ساخته است. لذا بخشی از استعدادها و قابلیتهای او در میدان اجتماع به فعلیت رسیده و شکوفا می شود. زنان نیز در این عرصه گسترده می توانند با کمیت و کیفیتی شایسته حضور یابندکه یکی اززمینه های آن اشتغال است.
مشاركت زنان در فعاليتهاي اقتصادي به عنوان نيمي از پيكره جامعه از جمله اصول اجتناب ناپذير اهداف توسعه برنامه هاي اقتصادي ، اجتماعي و فرهنگي در سطح جهان است. استفاده بهينه از اين منبع غني و سرشار نيروي انساني در راستاي اهداف توسعه ، مستلزم تجهيز آن به دانش و مهارت هاي مورد نياز در بازار كار مي باشد.
در جامعه اسلامی اشتغال یکی از حقوق اجتماعی زنان به شمار می آید و آنان با انتخاب شغل مناسب با ظرفیتهای خود، آزادند علاوه بر بهره مندی از مزایای حاصل از تلاش خود، در سازندگی اجتماع نیز سهیم باشند.
اشتغال اثرات مثبت بسیاری برای خانواده و اجتماع دارد بطوریکه ضمن فراهم نمودن رضایت روحی و روانی ، افزایش رفاه و ارتقاء سطح فرهنگی خانواده ، موجب بهره مندی جامعه از توان و تخصص زنان می شود. اما دستیابی به این مهم و جلوگیری از اثرات منفی اشتغال زنان، نیازمند برنامه ریزی دقیق با هماهنگی و همراهی اعضای خانواده است که بطور یقین توجه به آموزه های دینی و بهره گیری از تعالیم اسلامی، می تواند راهگشای بسیارخوبی جهت موفقیت هرچه بیشتر زنان در عرصه فعالیتهای اجتماعی و اشتغال باشد.
واژه های کلیدی :
زن ، اشتغال ، خانوده ، اجتماع
مقدمه:
زنان اگرچه بیش از نیمی از جمعیت دنیا را تشکیل می دهند ولی سهم آنان از جمعیت اقتصادی حدود 30% و در برخی کشورها بسیار کمتر از این رقم برآورد می شود. در کشورهای در حال توسعه ، به زنان نسبت به مردان فرصت های شغلی کمتری پرداخت می شود و دستمزدآنان در ازاي كاربرابربا مردان همواره كمتربوده است.البته در سالهای اخیر نگرش به زنان بسیار معقول شده و از این دیدگاه زنان نیز با تولید، مشارکت و برخورداری از امکانات به دست آمده در فرایند توسعه نقش دارند و طبق نظر سنجی ها، عامل اقتصادی در اشتغال زنان، واجد بیشترین اهمیت است.
بطور معمول فعاليتهاي اقتصادي زنان در بخش هاي رسمي اشتغال ناميده مي شود. منظور از بخش رسمي اقتصاد، صنعت، خدمات و آن بخش کشاورزي است که داراي نيروي کار مزد بگير باشد. در اين بخش زنان از حمايت قانوني بيشتري برخوردارند. بخش غير رسمي شامل کارهاي گوناگون مثل کارهاي خانگي وخانه داري ، پرورش فرزند، فعاليت زنان روستايي در بخش کشاورزي معيشتي مي شود. به طور معمول کار در بخش غير رسمي اشتغال و کار محسوب نمي شود. امروزه در جوامع غربي آن چنان به اشتغال زن در خارج توجه مي شود که اين امر به عنوان اولين و مهمترين نقش زن مطرح شده است و نقش مادري و همسري و ادامه سنتهاي فرهنگي به عنوان نقش دوم و فرعي مد نظر قرار مي گيرد.
اما در تفكر اسلامي، حفظ وگسترش نهاد خانواده بر پايه ويژگيهاي فطري و طبيعي زن و مرد ، اولويت و اهميت خاصي دارد و دركنار آن بر امكان اشتغال و استقلال مالي زنان تاكيد شده است. اسلام اشتغال را براي زن هدف نمي داند بلكه آن را در خدمت خانواده و رفاه و آسايش آن مي پذيرد و اشتغال را به عنوان يكي از راههاي افزايش قابليت و شكوفايي استعداد زنان و در جهت تعالي و كمال آنان مي پذيرد.
نگاهي تاريخي به اشتغال زنان :
1- رم باستان
زن در رم باستان از همه حقوق محروم بود و داراي هيچ گونه جايگاه و اختياري نبود. دختران و زنان مانند شيء مملوک معامله مي شدند و از حقوق اقتصادي نيز هيچ بهره اي نداشتند. مرد هر وقت صلاح مي دانست، مي توانست زن يا دختر را بفروشد، قرض يا کرايه دهديا بکشد. در حقوق رم باستان، زن بهره اي از فعاليت اقتصادي و کار نداشت. چون اصلا از اطلاق عنوان انسان بر آنان دريغ داشتند. (19)-(20)
تمدن يونان
زن در يونان باستان نه تنها مخلوقي حقير شمرده مي شد بلکه حداقل به عنوان انسان با زن رفتار نمي شد. زن همانند شيء در اختيار مرد بود و مرد هرگونه رفتاري را با او انجام مي داد و زن در اين دوره از هيچ حقوقي برخوردار نبود، درنتيجه از فعاليت اقتصادي و اشتغال نيز محروم بود.تنها موردي که براي فعاليت اقتصادي و اشتغال زنان در تاريخ يونان باستان ذکر شده، مربوط به حضور زنان براي فعاليت اقتصادي و اشتغال در بازار بوده است. اين اشتغال همراه با مردان بوده و فقط در منطقه «کريت» مشاهده شده است.[1]
تمدن سومر
در ميان سومريان زن حق داشت مستقل از شوهر خود ، به کار بازرگاني بپردازد و بندگان خود را نگاه دارد، يا آنان را آزاد کند. زن گاهي به مقام ملکه اي نيز مي رسيد. چنانکه « شوب – دا» چنين شد. و با کمال مهر و رافت
حکومت راند. ولي در حالات بحراني و سخت ، هميشه کار به دست مرد بود. مرد بعضي اوقات حق داشت زن خود را بفروشد ، يا در برابر وامي که دارد، او را به طلبکار خود بدهد.(فتاحي زاده،1383: 13)
2-ايران باستان
در ايران در عصر هخامنشيان و اشکانيان، همانند روم و يونان ، مرد در استفاده از اموال زن کاملا مختار بوده، چون زن از هيچ حقوقي برخوردار نبوده است. به طور کلي زن داراي حداقل حقوق انساني نبوده تا بتواند فعاليت اقتصادي و اشتغال به کاري داشته باشد. در آن دوران وجود طبقات ممتاز در ايران موجب شد زنان از حيث اختيارات و مزاياي اجتماعي به دو دسته تقسيم شوند:
الف) زنان اشراف و بزرگان
ب)زنان طبقه پايين تر. اما در واقع مطلب اين است که زنان اشراف در مقابل مردان طبقه خود، همان مقام و موقع را داشتند که زنان طبق[2] پست تر نسبت به مردان خود دارا بودند. هر دو دسته از زنان از حقوق اقتصادي و اشتغال بهره اي نداشتند و فقط زنان طبقه اشراف از زندگي بهتري نسبت به زنان طبقه پايين برخوردار بودند.
اما در عصر ساساني که افراد جامعه به طبقات مختلفي تقسيم مي شدند، در داخل هر يک از طبقات، زنان متناسب با فرهنگ و وضعيت اشتغال طبقه خود مشاغلي را برعهده داشتند. مثلا پورانداخت و آذر ميدخت که از زنان خاندان سلطنتي بودند، حکومت کردند. زنان ساير طبقات نيز بسته به طبقه خود به کار ريسندگي، کشت و زرع يا صنعت آن روز اشتغال داشتند. از ويژگيهاي اين دوران، مالک شدن دستمزد و درآمد توسط زنان بود که مي توانست خود آن را بردارد يا به شوهرش بدهد.(قدیر،1005:1380)
3- عربستان قبل از ظهور اسلام
وضع زنان و دختران در عربستان جاهليت بسيار رقت بار بوده است. دختران در نظر پدران و زنان در نظر شوهران موجودي ضعيف و بي قيمت و قابل تملک و معامله بوده اند. اختيارات مرد نامحدود بود و مادر در محدوده خانه زندگي مي کرد ولي حق هيچگونه مداخله اي در امر زندگي نداشت.يکي از بدترين سنت هاي عربستان قبل از ظهور اسلام ، زنده به گور کردن دختران بوده است. در اين دوران فعاليت اقتصادي و اشتغال زنان اصلا مطرح نبوده است.
4- عصر ظهور اسلام
با ظهور اسلام کرامت انساني زن احيا شد و زن در کنار مرد به عنوان نيمي از پيکره حيات بشري مطرح گرديد. اسلام دختر کشي را ممنوع کرد و به جامعه آموخت که به دختران احترام بگذارند. زن هاي صدر اسلام در امور اجتماعي ، سياسي و فرهنگي و کارهاي ديگر مشارکت داشتند.
طلب عمده در فرهنگ اشتغال زنان از منظر اسلام، حفظ جايگاه و منزلت زن است. در تفكر اسلامي ، حفظ وگسترش نهاد خانواده بر پايه ويژگيهاي فطري و طبيعي زن و مرد ، اولويت و اهميت خاصي دارد و دركنار آن بر امكان اشتغال و استقلال مالي و مالکیت زنان تاكيد شده است.
« برای مردان از آنچه به اختیار کسب کرده اند بهره ایی است و برای زنان نیز از آنچه به اختیار کسب کرده اند ، بهره ای است.» ( سوره نساء ، آیه 32)
اسلام اشتغال را براي زن هدف نمي داند بلكه آن را در خدمت خانواده و رفاه و آسايش آن مي پذيرد و اشتغال را به عنوان يكي از راههاي افزايش قابليت و شكوفايي استعداد زنان و در جهت تعالي و كمال آنان مي پذيرد.
اشتغال زنان در عصر پيامبر (ص) به شکلي گسترده به چشم مي خورد و در تمامي شغل هاي رايج آن زمان ، زنان حضور داشتند. از جمله مشاغلي كه در عصر رسالت زنان به آن مي پرداختند، صنایع دستي ، فروشندگی ، تجارت و بازرگانی ، معلمی ، پزشکی و پرستاری ، مشاغل خدماتی ، چوپانی ، کشاورزی ، نگهداری اموال و خیاطی مي باشد.( سعید زاده ، پیام زن ، شماره 383) به عنوان مثال زينب دختر حجش به صنايع دستي اشتغال داشت. زني به نام زينب پزشک قبيله بني داوود بود و مريضان را مداوا مي کرد و زناني مانند سلامه و ام هاني به شباني و دامداري اشتغال داشتند.
5-اروپا در قرون وسطي
زن در اروپاي قرون وسطي از هيچ گونه حقوقي برخوردار نبود و در اين دوران اگر چه زنان به کار کشاورزي مي پرداختند اما نه به عنوان مالک، بلکه به عنوان افرادي مملوک براي ديگران کار مي کردند. در قرون وسطي ، جوامع اروپايي براي زنان حق اشتقال قايل نبودند و در ابعاد ديگر نيز زنان از حقوق اجتماعي و مالي محروم بودند.
6- عصر انقلاب صنعتي تا امروز
آغاز انقلاب صنعتي در اروپا در سال 1760 ميلادي و به دنبال آن شکل گيري جوامع صنعتي و ايجاد بازار کار جديد، موجب اشتغال زنان در بخش صنعت و از طرف ديگر باعث کاهش نقش خانواده شد. در جامعه هاي صنعتي ، بسياري از عملکردهاي سنتي خانواده از بين رفته يا به شدت دگرگون شد. اشتغال زنان دراين دوره به منظور تکريم و بالا بردن منزلت زن نبوده و فقط جوامع صنعتي در صدد برطرف کردن نياز خود به نيروي کار ارزان بودند. بر اساس آمار، تقريبا در تمام جوامع صنعتي درآمد زنان به ميزان قابل ملاحظه اي از درآمد مردان کمتر است.
در طول قرن بيستم ، مشارکت زنان در نيروي کار جوامع صنعتي به سرعت رو به فزوني نهاد. امروزه فعاليت اقتصادي زنان و حق اشتغال آنان در همه عرصه هاي مد نظر جوامع غربي است. هرچند در مقام عمل بين ادعا و واقع تفاوت فاحشي وجود دارد. امروزه زنان به لحاظ کمي، در مشاغل مختلف حضور يافته اند، اما به لحاظ کيفي، بر اساس آمار و شواهد قطعي، اکثر زنان درمشاغل ثانوي و جزئي هستند و مشاغل مهم و مديريتي در انحصار مردان قرار دارد. البته در برخي موارد زنان هم در اين عرصه صاحب نقش هستند که قابل توجه و چشمگير نمي باشد. (سفيري، 1377 : 64)
انقلاب اسلامی و اشتغال زنان :
بی تردید پیروزی انقلاب اسلامی و تشکیل جمهوری اسلامی ایران یکی از مهمترین رویدادهای عصر حاضر است. این انقلاب تحولات چشمگیری در عرصه های گوناگون داخلی و بین المللی ایجاد کرد. یکی از بارزترین ثمرات انقلاب اسلامی تحول نگرشی و دگرگونی ارزشها در نگاه زنان است. امام خمینی (ره) معمار و بنیانگذار این انقلاب با آگاهی از توانایی ها و ظرفیتهای زنان به مناسبتهای مختلف و به اقتضای پرسشهایی که در جامعه مطرح می شد، در سخنرانیها و مصاحبه ها ، عرصه های جدیدی را برای حضور فعال زنان در جامعه و در راه پیشبرد اهداف اسلامی گشودند.امام زنان را ترغیب به دخالت در مقدرات اساسی و امور مهم اجتماعی نمودند. (تبیان، دفتر هشتم، ص164)
اعطای برخی مسئولیتها به زنان و اعزام یک زن مسلمان به عنوان سفیری در جمع سفیران مرد به اتحاد جماهیر شوروی سابق گویای این مدعاست که از منظر ایشان زنان برکنار از حضور در اجتماع نیستند.(حدیدچی، ص132)
نگاهی آماری به اشتغال زنان در ایران :
در كشور ما مشاركت زنان در عرصه هاي مختلف همواره مطرح بوده است. زيرا بيش از 49% كل جمعيت كشور را زنان تشكيل مي دهند. حال آنكه در كل، فقط شاغلين 8/6% جامعه شهري و 2/5% از جامعه روستايي (درمجموع 12درصد) به زنان اختصاص دارد. و از ميان 571/14 هزار نفرجمعيت شاغل كشور در سال 1375 فقط 765/1 هزار نفر(1/12%)زن شاغل وجود داشته است. (مركزآمارايران ، 1376، ص25)
بررسی وضعیت فعالیت زنان در سال 1385 نشان می دهد که از 29 ميليون زن ده ساله و بالاتر کشور تعداد 3629115 نفر فعال بوده اند. در سال فوق میزان فعالیت زنان نسبت به جمعیت ده ساله و بالاتر 4/12% بوده است که نسبت به سال 1375 (9%) از رشدی معادل 4/3 درصدي برخوردار بوده است. همـچنین تعــداد شاغلان زن در سال 1385 به 2781874 نفـر رسیـده که نسبت به سال 1375، 2 درصد افزايش داشته است. (جدول شماره 1)
جدول شماره1: جمعیت زنان ده ساله و یالاتر بر حسب فعالیت در طی سالهای 85-1375
|
سال |
جمعیت زنان ده سال و بالاتر |
جمعیت فعال زنان |
جمعیت زنان شاغل |
|
1375 |
22379336 |
2036967 |
1765402 |
|
1385 |
29278477 |
3629115 |
2781874 |
ماخذ: سرشماری نفوس و مسکن، مرکز آمار ایران
آثار مثبت اشتغال زن :
1- بهره مندی جامعه از توان و تخصص زن
پرداختن به کار بیرون از منزل و استفاده از دانش و تخصص زنان در بخشهای مختلف نه تنها موجب بهره وری از منابع نیروی انسانی است، بلکه پاسخ به برخی نیازمندیهای افراد جامعه است. بسیاری از خانواده های ترجیح می دهند برای درمان یا مسایل آموزشی فرزندان خود به متخصصین زن مراجعه کنند.بویژه در مشاغلی از این قبیل آموزش و تخصص و ارائه خدمات نه تنها یک نیاز اجتماعی است، بلکه ممکن است ضروری و در حد واجب کفایی باشد.
2- ارتقاء سطح فرهنگی خانواده
اشتغال و حضور اجتماعی زن و تعامل و ارتباط با افراد مختلف در محیط کار و کسب تجربیات، بینش وی را در مسایل ارتقاء داده و موجب بالا رفتن قدرت برنامه ریزی ، تصمیم گیری و اداره بهتر امور در خانواده می شود. این امر در رشد بینش اجتماعی همه اعضای خانواده موثر بوده و درک آنان از تحلیل منطقی امور گوناکون را تعمیق می بخشد.
3- افزایش رفاه خانواده
نیاز روز افزون اعضای خانواده به استفاده از وسایل و امکانات موجود فرهنگی، ارتباطی، آموزشی، تفریحی مستلزم صرف هزینه ای قابل توجه است. در خانواده هایی که زن و مرد هر دو شاغل هستند، امکان تهیه و برخورداری از این وسایل که در پیشرفتهای علمی و تحصیلی فرزندان نیز موثر است ، بیشتر وجود دارد.
4- بهبود موقعیت فرزندان
زنان شاغل به دلیل حضور در صحنه های مختلف، روشهای برخورد با مسایل مربوط به فرزندان را بیشتر آموخته اند و حساسیت آنان نسبت به وضعیت تحصیلی و تربیتی فرزندانشان بیش از زنان خانه دار است. هرچند حضور آنان درخانه کمتر می باشد. فرزندان زنان شاغل نیز به دلیل موقعیت خاص خانه آموخته اند که اتکای آنان به استفاده از حداکثر آموزش در محیط آموزشگاه باید بیشتر باشد. برخی تحقیقات نیز نشان می دهد موفقیتها و پیشرفتهای تحصیلی فرزندان زنان شاغل بیش از زنان خانه دار است.
5- کاهش نرخ باروری
آزمونهای آماری همبستگی قوی اشتغال زنان و میزان باروری و تعداد فرزندان را به اثبات رسانده است. چنانچه در مورد زنان شاغل تعداد فرزندان به نحو محسوسی کمتر از زنان خانه دار است.به عبارتی دیگر ، مشارکت زنان در بخشهای اقتصادی و امور خارج از خانه تاثیر قابل توجهی بر تصمیمات مربوط به باروری آنها بر جای گذاشته است بدان مفهوم که باروری مطابق با شرایط کاری و اشتغال تنظیم گردیده است. ( شیخی، ص 99)
6-رضایت روحی و روانی
هر چند در جوکارگری یا برخی مشاغل کم درآمد اولویت شغل زن به علت فشار اقتصادی است، لیکن در سایر موارد کسب موقعیتهای علمی، تخصص و اجتماعی از دیگر عوامل گرایش زنان به بازار کار است. فعالیت زنان در بیرون از خانه باعث تقویت حس اعتماد به نفس و استقلال و افزایش قدرت تصمیم گیری و برخورد مناسب با رویدادها و حوادث زندگی شده و اثر مطلوب بر روابط خانوادگی برجا می گذارد. در واقع زنان با کار و فعالیت اجتماعی، قدرت خلاقیت، کارآیی و استقلال بیشتری می یابند و بهتر می توانند در برابر مشکلات خانه و محیط کار تصمیم گیری و مداخله نمایند. همچنین در سالهای میانه ازدواج که فرزندان بزرگ شده یا خانواده را ترک می گویند، اشتغال در سلامت روانی زن اثر مثبت دارد.(حسینی ، ص26)
بطور کلی باید گفت هر چه زنان بیشتر وارد عرصه اجتماعی شوند، به همان نسبت بحران هویت فردی و اجتماعی، افسردگی و انزواگرایی، بیزاری از نظام کنترل اجتماعی، بی اعتمادی و بدبینی به قوانین و قواعد حاکم بر جامعه در این قشر کاسته خواهد شد.
اثرات منفی اشتغال زنان :
1- کاهش ارتباط با اعضای خانواده
اشتغال زن و صرف ساعات خارج از خانه و فشردگی کارهای خانه در ساعات حضور زن ، خواه ناخواه ارتباط اعضای خانواده با یکدیگر را کاهش داده زمینه تبادل نظر و بررسی مسایل و مشکلات خانواده و همفکری جهت رفع آنها را محدود می کند. بویژه اگر زمینه های اختلاف در مسایل دیگر نیز در خانواده وجود داشته باشد، این امربر تشدی و تعمیق اختلافات و حتی بروز درگیری ها افزون خواهد شد.
2- مشکلات عاطفی و تربیتی فرزندان
مادر وسیعترین دنیای روانی و اجتماعی کودک است . اشتغال مادر موجب اختلال در تکوین شکل گیری دلبستگی کودک نسبت به مادر می شود.چرا که این مراقبت کودک از حالت فردی به حالت گروهی در می آید و در نتیجه دلبستگی کودک نیبت به مادر از حالت طبیعی خارج می گردد.حضور زنان در بازار کار و سپردن فرزندان به مراکز نگهداری کودک و دور بودن از آنان مشکلات عدیده دیگری نیز بدنبال دارد. نامناسب بودن شرایط تغذیه ای ، بهداشتی و احیانا عدم کار آزمودگی مربیان این مراکز برای فرزندان کمبودهایی را ایجاد می کند که با توجه به ساعات حضور کمتر مادر شاغل در منزل ، جبران آن دشوار و حتی ناممکن است. از طرف دیگر خستگی ناشی از کار روزانه و امور خانه داری به مادر اجازه نمی دهد که در آن ساعات باقی مانده روز به کودک رسیدگی کافی و لازم نماید.
3- خستگی بواسطه کار مضاعف خانه و خارج از منزل
اشتغال زن در بیرون از خانه و صرف ساعاتی برا آن ، موجب کاستن از وظایف خانه داری او نیست. بلکه همکان وظایفی که بر عهده زن خانه دار غیر شاغل است، بعد از پایان کار خارج از منزل، در انتظار زن شاغل است. وی علی رغم خستگی ناشی از کار، در خانه نیز باید به انواع وظایف خانگی خود که تهیه غذا ، پوشاک ، امور بهداشتی و غیره است، بپردازد. بدون تردید این خستگی جسمی از نظر روحی نیز وی را آسیب پذیر می سازد.
4- نارضایتی شوهران
شاید بتوان گفت در صورت رضایت کامل مرد نسبت به اشتغال زن در خارج از خانه و آگاهی نسبت به تبعات آن ، این مورد کمتر از موارد دیگر باشد. اما در صورت عدم رضایت کامل مرد نسبت به اشتغال زن و تن دادن اجباری وی نسبت به شغل زن به دلیل فشارهای مالی، پذیرش تبعات اشتغال زن برای شوهر دشوار بوده و در صورت عدم روحیه تعاون و مشارکت در رسیدگی به امور خانه و اعضای خانواده، این مساله شکل حادتری گرفته و موجب سست شدن روابط عاطفی میان زن و مرد می گردد و در صورت تداوم، چه بسا منجر به از هم گسستن پیوند زناشویی نیز باشد.
نتیجه گیری :
با توجه به آنچه گفته شد، اجتناب ناپذیر بودن اشتغال زنان در جامعه از یک سو و اثرات مثبت اشتغال آنان از سوی دیگر، فراهم آوردن تمهیدات لازم جهت رفع اثرات منفی ناشی از اشتغال زنان را ایجاب می نماید. هر چند همکاری و هماهنگی اعضای خانواده در این رابطه و بخصوص نقش شوهر در جلوگیری از پیامدهای منفی اشتغال زن ، تاثیر بسزایی دارد، اما بدیهی است بدون بهره گیری ازتعالیم اسلامی موفقیت حاصل نخواهد شد.
جهان امروز به بركت انقلاب اسلامي و رشد روز افزن حضورزنان در فعاليتهاي اجتماعي متوجه شدكه قوانين متعالي اسلام از هر بعدي كه نگريسته شود،كامل و و راه گشا براي زنان است و از اين روست كه زنان غربي نيز كم و بيش رو به اسلام مي آورند و آزادي خود را در آن مي يابند.گرچه سياست غرب برضد اسلام است، اما روي آوردن امروز آنها به اسلام ، ما را اميد وار مي سازد كه جز اسلام حرف ديگري براي گفتن نباشد.
از طرف دیگر ارائه تصویری صحیح از الگوی زن مسلمان و تبین حقوق و نحوه مشارکت وی در عرصه اجتماع با تاکید برانطباق آن با آموزه های دینی، از نیازهای مبرم جامعه امروز ماست چراکه تحولات سریع و همه جانبه در حوزه های گوناگون از جمله فرهنگ و اقتصاد، تغییر نگرش نسبت به مسائل و نقشهای اجتماعی زنان را بوجود آورده است.
ره آوردهای به اصطلاح تساوی طلبانه حقوق زن و مرد و بیرون کشیدن زن از ساختار وجودی خویش و پایمال کردن فطرت او با فشارهای تصنعی، که نشأت گرفته از اندیشه های غیر اسلامی است، در جوامع مختلف ریشه دوانده است. زن در چنین منظری موجودی منفعل نه فعال و متاثر نه تاثیر گذار می شودکه به بهانه دفاع از حقوق، وی در چالش اندیشه ها ی متغیر و زودگذر هر عصر، قربانی منافع تئوری پردازان و سیاست گذارنی می شود که جز به منافع خود و سیطره بر عرصه های حاکمیت مادی جهان و انسان ها نمی اندیشند.
اما آنچه مسلم است زنان جامعه ما، بطور اعم احتياج به قوانين و طرحهايي دارندكه در آن رعايت حقوق و شخصيت انساني آنها شده، باعث رشد و تكامل آنان شود. همچنين طوري شرايط را فراهم كند كه هم از دشواريهاي نقش هاي متعددش كاسته شود و هم حفظ احترام او بشود. که این امر میسر نمی شود مگر با حفظ باورها و ارزشهای دینی وعمل به دستورات دین مبین اسلام.
منابع :
1- آیت الهی ، زهرا (1381) زن و خانواده ، تهران ، روابط عمومی شورای فرهنگی اجتماعی زنان.
2- دفتر امور زنان در نهاد رياست جمهوري(1373) جايگاه زن در قانون تهران ، دفتر امور زنان در نهاد رياست جمهوري.
3- جعفري لنگرودي ، محمد جعفر(1370) ترمينولوژي حقوق ، چاپ گلشن.
4- جوادي آملي ، عبدا..(1376) زن در آينه جلال و جمال، قم ، نشر اسراء.
5- حکیمی ، محمد (1378) دفاع از حقوق زن ، مشهد، انتشارات آستان قدس رضوی.
6- حسینی ، زهرا(1381) ضرورت و محدودیتهای اشتغال زنان، نشر
7- روشن ، مرضیه (1382) زن ، اشتغال و مالکیت ، تهران ، انتشارات برگ زیتون.
8- سازمان مديريت و برنامه ريزي استان سيستان و بلوچستان (1382)، سالنامه آماري1381 استان .
9- سعيد زاده ، سيد محسن(1374) ، مشاغل زنان، پيام زن ، شماره 383.
10- سفيري ، خديجه (1377) جامعه شناسي اشتغال زنان، تبيان .
11- غزالي ، محمد (1379) مسايل زنان بين سنت هاي كهن و جديد ، ترجمه مجيد احمدي ، ج 1، تهران ، نشر احسان.
12- فتاحي زاده ، فتيحه(1383) زن در تاريخ و انديشه اسلامي ، قم ، مركز پژوهشهاي اسلامي صدا و سيما .
13- فنايي اشكوري ، محمد (1377) منزلت زن در انديشه اسلامي ، قم ، موسسه آموزش و پژوهش امام خميني.
14- قدیر،محسن(1380) اشتغال زن از منظر غرب و اسلام، مجموعه مقالات هم اندیشی بررسی مسایل و مشکلات زنان، قم، دفتر مطالعات و تحقیقات زنان
15- مطهري ، مرتضي(1357) ، مقام حقوق زن در اسلام ، انتشارات صدرا ، چاپ هشتم.
16- مظفري ، بهجت الملوك ، بررسي روند اشتغال زنان در ايران ، معاونت پژوهشي دانشگاه الزهرا ، بي تا.
17- منصورنژاد ، محمد(1380) زن ، اسلام و فمينيسم ، تهران ، انتشارات برگ زيتون.
18- مهریزی ، مهدی (1381) زن در اندیشه اسلامی ، تهران ، سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی.
19- سامية منسي ، المراة في الاسلام، ص 25 و 26.
20- سامية منسي ، حقوق المراة في الاسلام، ص24.
اصل مقاله را در این سایت بخوانید:
http://zahedan.irib.ir/index.php?option=com_content&task=view&id=3951&Itemid=493