تبليغاتX
Baloch Academy Of Humanities - انتخابات آمریکا: آرش زهفروش و ریما ریگی Welcome to the First Online Baloch Academy of Humanities

Copyright © balochacademy.org 2006

به اولین آکادمی اینترنتی علوم انسانی بلوچ خوش آمدید

انتخابات آمریکا: آرش زهفروش و ریما ریگی

 

موضوع: "انتخابات آمریکا" نوشته شده توسط آرش زهفروش دانشجوي كارشناسي ارشد اقتصاد و پاسخ ریما ریگی از بینندگان وبلاگ آکادمی علوم انسانی بلوچ ایران:

 

 

آرش زهفروش: زیبایی دموکراسی غربی برای توریست جهان سومی ‌و متفکرین و مفسرینی که به ‌این نظام از همان دریچه نگاه می‌کنند، امکانی است که ‌این نظام برای خلاصی فرد از سیاست و انتخاب یک زندگی غیر سیاسی فراهم می‌کند كه آن را آزادی اسم می‌گذارند.

 

سمبل‌های کلیشه‌ای آزادی غربی در ‌این دیدگاه محیط‌ ها و فعالیت‌ها و مشاغلی هستند که در آنها خلاصی فرد از هر نوع دخالتگری دولت و جامعه و متقابلاً بی‌میلی‌اش به هر نوع دخالت در امر دولت به چشمگیرترین شکل به نمایش درمی‌آید.

 

در‌ این تلقی حقیقت مهمی ‌نهفته است. دموکراسی غربی سیستمی ‌برای دخالت مردم در قدرت سیاسی و اداره امور نیست، برعکس نظامی‌برای تضمین عدم دخالت مردم است. تصور کنید در یک رژیم غیر غربی برای سلب رأی دو سوم مردم و دور کردنشان از انتخابات، چه دستگاه پلیسی عریض و طویل و چه اختناق سیاسی‌ای باید سازمان یابد. تصور کنید برای محدود کردن مقامات عالی کشوری به یک الیت سیاسی از پیش معلوم چند ده نفره و محروم کردن عامه مردم، کارگران، زنان، اقلیت‌های نژادی و غیره از تصدی مقامات عالی کشور، چه بساط شکنجه و اعدام و چه قوانین آشکارا تبعیض‌آمیزی باید وضع شود.

 

حال به صحنه انتخابات گذشته آمریکا نگاه کنید. قریب دو سوم مردم پای صندوق‌ نرفتند. هیچ رئیس‌جمهور و حتی کنگره‌ای با رأی اکثریت مردم انتخاب نشده است. صحنه سیاسی کشور تحت تسلط دو حزب و فقط دو حزب است که جناح‌های دوگانه یک هیأت حاکمه واحد و یک قشر ممتاز اقتصادی بالنسبه کوچک را نمایندگی می‌کنند.

 

برای شرکت به عنوان کاندیدا در انتخابات، لااقل 60 میلیون دلار پول لازم است و البته انصافاً هر کس که بتواند ‌این میزان را چه از محل ارث پدری و چه با بند و بست با محافل سرمایه‌داری رنگارنگ و پیش‌فروش کردن سیاست‌های آتی‌اش پیدا کند، می‌تواند آزادانه خود را کاندید کند. در تمام طول حیات ‌این دموکراسی هرگز یک زن رئیس‌جمهور نشده و یا حتی کاندید ریاست جمهوری نبوده است.

 

کاندید شدن یک سیاهپوست حتی به عنوان دورگه توسط محافل بالا تحمل نمی‌شود و می‌تواند خطرات جانی دربر داشته باشد. هیچ یک از سیاست‌هایی که قرار است به اجرا درآیند نه به رأی گذاشته می‌شود و نه حتی اساساً به اطلاع مردم می‌رسد. بعد از انتخابات مردم، چه اقلیت رأی دهنده و چه اکثریت خاموش، کوچکترین مجرایی برای کنترل و بازخواست مقامات ندارند. نه فقط منتخبین توسط رأی ‌دهندگان قابل عزل نیستند بلکه دوره حکومت رؤسای دولت و احزاب حاکم در غرب به طور متوسط از عمر اغلب دیکتاتورها و حکومت‌های نظامی ‌در کشورهای غیر غربی عملاً طولانی‌تر است. انتخاب بین بد و بدتر، انتخاب شر کمتر، یکی از مکانیسم‌های اصلی حرکت سیاسی توده مردم در جامعه بورژوازی است. ‌این سهم آنها از آزادی است که در‌این جامعه به عنوان واقع‌بینی از آن تجلیل می‌شود.

 

در انتخابات اخير اکثریت یافتن دموکرات‌ها به بیش از یک دهه حکومت جمهوری‌خواهان بر کنگره و سنای آمریکا خاتمه داد. دموکرات‌ها با شعار تغییر انتخاب شدند. اقشار میانی و کم درآمد، زنان و اقشار مورد تبعیض و همه کسانی که در طول یک دهه قربانی سیاست‌های اقتصادی و تعرض فرهنگی و اخلاقی جناح راست بودند بی‌شک تغییر می‌خواستند و پشت سر دموکرات‌ها بسیج شدند. اما ‌اینها تنها طرفداران دموکرات‌ها نیستند. بخش عظیمی ‌از بورژوازی بزرگ و طبقه حاکمه آمریکا در حزب دموکرات جریانی را می‌بینند که می‌تواند اولاً خلأ سیاسی ناشی از بی‌برنامگی و بی‌افقی جمهوری‌خواهان در باتلاق جنگ عراق و افغانستان را پر کند و ثانیاً سیاست‌های عسرت اقتصادی مطلوب سرمایه‌داران آمریکایی را با سهولت به خورد مردم بدهد.

 

‌این که حزب دموکرات و هوادارانش "تغییر" را چگونه تفسیر خواهند کرد، نه مورد تردید است و نه نیازی به حدس و گمان دارد. مسأله اساسی ‌این است که بورژوازي آمریکا تا چه حد خواهند توانست موجی را که تفسیر رادیکال و حق‌طلبانه مردم از ‌این شعار به راه اندخته است درهم بشکنند. ‌این نشان می‌دهد که راه واقعی رهایی، مانند همیشه، تسلیم نشدن به ‌این قبیل انتخابات است. اکنون زمان آن رسیده که طبقه محروم و توده زحمتکش در‌این کشورها دقیقاً از ورای دموکراسی غربی راهی برای دخالت در سیاست پیدا کنند.

 

 

ریما ریگی: مقاله بسیار جالب و خواندنی است. انتقادات شما از سیستم سیاسی آمریکا بسیار به جا و درست است از جمله اینکه تا بحال یک زن و یا یک سیاهپوست کاندید پست ریاست جمهوری نبوده است و یا اینکه فقط دو حزب قوی میتوانند در انتخابات مختلف مانور بدهند و مردم انتخاب زیادی ندارند و مجبور میشوند که بقول شما بین بد و بدتر را انتخاب کنند. در این زمینه ها من با شما موافق هستم ولی از اینجهات که سیستم دموکراسی غربی را انتقاد کنید و نقش مردم را در انتخابات و تصمیم گیریها در باره سرنوشتشان نادیده گرفته اید با شما موافق نیستم.

 

دموکراسی حاصل و نتیجه تجربیات و ایده متفکرین بزرگ غربی است که سالهاست که در غرب عملی شده و مردم از نتایج آن بهره مند هستند. مردم کشورهای دیکتاتوری حسرت آنرا میکشند و برای رسیدن به آن تلاش میکنند. دموکراسی غربی یک سیستم کاملا" عالی و مطلق نیست و هرگز نخواهد بود. آنجه در دموکراسی مهم است تفکیک قوا، حقوق شهروندی مساوی برای همه، احترام به اعلامیه حقوق بشر و حقوق بین المللی و انتخابات آزاد. همه افراد در مقابل قانون برابر و در هر پست و مقامی که باشند مسول و جوابگو هستند. حتما" بخاطر دارید که ریس جمهور قبلی آمریکا برای پرونده فساد اخلاق بازخواست و محاکمه شد. اخیرا" ریس جمهور اسراییل بعلت فساد اخلاق از مقام خود عزل گردید. در کشور سوئد یک وزیر بعلت نپرداختن حق اشتراک سالیانه تلویزیون از پست وزارت محروم شد و یا اینکه در نروژ بعلت ریزش یک تونل و مرگ چند نفر وزیر مربوطه بعلت بی لیاقتی باید استعفا بدهد. مدیر یک شرکت نفتی فرانسه (توتال) بعلت رشوه دادن از مقام خود عزل و روانه زندان میشود. از این نو مثالها در کشورهای دموکرات غربی بسیار است. اینها تمام از مزایای دموکراسی غربی است که شما متاسفانه در کشورهای دیکتاتوری تجربه نمیکنید.

 

این حرف شما درست است که مردم در انتخابات شرکت میکنند که در سیاست دخالت نکنند کاملا" درست است و این از مزایای دموکراسی غربی است که مردم هر چند سال یک بار به کسانی که به آنها اعتماد میکنند رای میدهند و برای سرپرستی امور خود برمیگزینند و هر کسی دنبال کار و زندگی خود میرود این وظیقه روزنامه نگاران است که به کار مسولین نظارت میکنند. آیا شما میدانید در همان آمریکا میدیا آزاد هستند که هرگونه سوالی از ریس جمهور بکنند و از کارهای او انتقاد بکنند، آیا میدانید که اکنون روزانه چندین مقاله انتقادی در روزنامه های آمریکا بر علیه او و سیاست جنگی اش نگاشته میشود. آیا زندانهای آمریکا پر از زندانی سیاسی هستند؟ آیا شازده یا آقازاده ای در کشورهای غربی سراغ دارید که به بهانه ارث پدری خود دست به غارت اموال عمومی و یا مردم بزند. آیا در کشورهای غربی مذهب و سیاست از هم جدا نیستند؟ در کشورهای غربی یک سیستم موزون و هماهنگ وجود دارد که اگر چنانچه یک موضوع و مشکل در جامعه ظاهر شود مثل سیستم دفاعی بدن شما، تمام ارگانهای مربوطه در صدد رفع آن به شیوه درستی برمیایند و فوری تجربیات خود را ثبت و ضبط کرده و به همه جا ارسال میدارند که آن معضل دو مرتبه تکرار نشود. اپوزیسیون هم همیشه آگاه و هوشیارانه به کار مقامات دولت حاکم نظارت میکنند و سعی میکند که از نقطه ضعفهای دولت به نفع خود تبلیغ بکند تا بتواند در انتخابات بعدی آرا مردم را به خود جلب کند.

 

شما در پایان مقاله خود افزوده اید که "اکنون زمان آن رسیده که طبقه محروم و توده زحمتکش در‌این کشورها دقیقاً از ورای دموکراسی غربی راهی برای دخالت در سیاست پیدا کنند." بسیارخوب فرض کنیم که مردم به پیشنهاد شما عمل کردند ولی شما سیستم سیاسی خود را در قبال دموکراسی غربی اعلام نکرده اید. معمولا" کسی که یک سیستم را رد میکند حتما یک جانشین برای آن دارد. آرش عزیز شما تخصص در اقتصاد دارید و از نظر اقتصادی بیشتر به این مساله نگاه کرده اید. همانطور که میدانید کشورهای مختلف دموکرات و یا لیبرال سیستمهای افتصادی مختلفی برای خود دارند که به نظر من بهترین آنها سیستم سوسیال دموکراسی است که متاسفانه در آمریکا علیرغم دموکراسی سیستم اقتصادی بازار آزاد را اختیار کرده اند. اگر منظور شما عدالت اجتماعی است. عدالت اجتماعی مثل دموکراسی هرگز بطور کامل اجرا نخواهد شد و بشریت تا وجود دارد برای عدالت اجتماعی و دموکراسی تلاش و مبارزه خواهد کرد... بدترین سیستم دموکراسی دنیا از بهترین حکومت دیکتاتوری ( حکومت فردی) بهتر است.

 

ویرایش و چاپ پاسخ ریما ریگی

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 17 اردیبهشت1386ساعت 17:49  توسط بلوچ آکادمیست  |