آینده زبان: سخنرانی پروفسور دیود کریستال: ترجمه امید ورزنده
آینده زبان
سخنرانی دیوید کریستال در دانشگاه سپاسیر شهر پونای هند
ترجمه: امید ورزنده دانشجوی دکتری تخصصی ادبیات انگلیسی
دیوید کریستال صاحب نام در عرصه زبان و زبان شناسی است. او نویسنده، محقق و مدرس دانشگاه است و در سال 1941 در لیسبورن در شمالایرلند به دنیا آمد. وی از سال 1959 تا 1962 تحصیلاتش را در دانشگاه لندن و در رشته مطالعات زبان انگلیسی کامل کرد و پس از آن زندگی آکادمیک خود را به عنوان استاد و مدرس زبانشناسی در دانشگاه های بانگور و ریدینگ آغاز کرد . از پرفسور کریستال تا کنون یک صد عنوان مقاله به چاپ رسیده است.
اولین کتابش در سال 1964 و در زمینه سبک شناسی به چاپ رسيد. کتاب های منتشر شده از وی حوزه های زبان، زبانشناسی، فرهنگ نگاری و گرامر را در بر میگیرد . برخی از تالیفات مهم او عبارتند از: بازی زبان، زبان و اینترنت، مرگ زبان، دایره المعارف زبان انگلیسی کمبریج، واژه نامه زبان شناسی و آوا شناسی، مقدمهای بر آسیب شناسی زبان، انگلیسی به عنوان زبانی جهانی و واژگان شکسپیر.
پرفسور کریستال دارای کرسی استادی در دانشگاه ویلز نیز میباشد. آنچه از نظر خوانندگان میگذرد ترجمه کامل سخنرانی وی است که در سیزدهم اکتبر 2004 در سپاسیر کالج در شهر پونای هند و در جمع اساتید دانشگاه و دانشجویانایراد شد.
بی شک دهه نود مهیجترین دو راهی زبان بوده است، به ویژه در مورد زبان انگلیسی این دوره برای زبان از رنسانس و زمان شکسپیر تا کنون است. این دوره را مهیج نامیدم چرا که سال 1990 تا 2000 دهه انقلاب زبانشناسی است. دراین دهه سه روند انقلابی ما را تحت تأثیر خود قرار داد. دنیای زبانشناسی به نظر نمیرسد بار دیگر این وضعیت را به خود ببیند. این دهه دهه هوشیاری، پیشرفت و استفاده زبان است. ای کاش میشد بعد از پنجاه سال نتیجه این انقلابها را به چشم دید. از سه انقلاب در زبانشناسی صحبت کردم قبل از هر چیز دهه نود دههای بود که جهان برای اولین بار صاحب زبانی جهانی (Global language) شد.
پیشتر در هیچ دورهای ما زبانی به عنوان زبان جهانی نداشتهایم. دوم این که دهه نود دههای بود که ما به مرگ نیمی از زبانهای دنیا پیبردیم و چه فاجعه بزرگی و سوم این که در دهه نود ما به تکنولوژی جدیدی و به مدیوم ارتباطی جدیدی به نام ارتباط الکترونیکی دست یافتیم. در طی حیات بشر مدیومهای ارتباطی به ندرت به وجود میآیند. اولین مدیوم ارتباطی که در طول حیات بشر به وجود آمد بر میگردد به پانزده هزار سال پیش. پانزده هزار سال پیش بود که انسان نخستین بار سخن گفتن را آموخت. ده هزار سال پیش بود که بشر نوشتن را آموخت. اولین سیستم نوشتاری مربوط بهاین تاریخ است. پس در ابتدا گفتار (speech) و متعاقب آن نوشتار(writing) با اختلاف پنج هزار سال به وجود آمد. بعد از به وجود آمدن این دو مدیوم ارتباطی انسان مدیوم دیگری در اختیار نداشته است، تا همین ده سال اخیر که ارتباط الکترونیکی به وقوع پیوست.
در سال 1990 برای اولین بار ارتباط الکترونیکی و شبکههای جهانی اینترنتی اختراع شد. در اواسط دهه نود استفاده از "ایمیل" و "چترومها" را شروع کردیم. البته تا حدود سال 95 استفاده ما ازاینترنت بیشتر محدود میشد به فرستادن و دریافت ایمیل. پس از سه انقلابی که در آغاز از آنها نام بردم عبارتند از: زبانهای جهانی، مرگ نیمی از زبانها و ورود اینترنت. اجازه بدهید در ابتدا به مسئله زبان انگلیسی به عنوان زبانی جهانی بپردازیم. چند سال پیش تیتر یکی از روزنامههای انگلیسی این بود :"امروزه همه انگلیسی صحبت میکنند."
زبان انگلیسی را میتوان به سه پایگاه تقسیم کرد:
1- انگلیسی به عنوان زبان اول
2- انگلیسی به عنوان زبان دوم
3- انگلیسی به عنوان زبان خارجی
سپس میتوان این سئوال را مطرح کرد که در هر شاخه یا هر پایگاه چند نفر از مردم دنیا انگلیسی صحبت میکنند؟
در پاسخ به این سئوال میتوان آمار و ارقامی اینگونه به دست آورد:
حدود چهار صد میلیون از مردم دنیا انگلیسی را به عنوان زبان اول یا زبان مادری صحبت میکنند. یعنی زبان مادری این تعداد از مردم دنیا انگلیسی است. در کشورهایی هم چون انگلیس، آمریکا، استرلیا، ایرلند، نیوزلند، آفریقای جنوبی، کارائیب و کشورهای کوچک دیگری در چهار گوشه جهان زبان انگلیسی زبان اول و زبان مادری مردم است. حال چند نفر از مردم دنیا به زبان انگلیسی به عنوان زبان دوم صحبت میکنند؟ در کشورهایی هم چون هند، سنگاپور، نیجریه و... زبانی به عنوان زبان رسمی و منطقهای وجود دارد و در کنار این زبان رسمی به زبان انگلیسی هم صحبت میشود. اما مقدار این سخنگویان زبان چند نفر است؟ پاسخ به این سئوال قدری مشکل است، چون این که آیا چه کسی در دستهبندی سخنگویان زبان انگلیسی به عنوان زبان دوم قرار میگیرد، بستگی به میزان سلاست و روانی سخنگویان آن زبان دارد. به عنوان مثال کسی که صد درصد به شیوایی زبان انگلیسی، هندی را صحبت میکند قطعاً سخنگوی زبان انگلیسی محسوب میشود. حتی کسی که تا هفتاد درصد زبانی را به شیوایی صحبت کند باز سخنگوی آن زبان محسوب میشود.
براساس معیارهایی که در بالا ذکر شد زبان انگلیسی برای حدود چهار صد میلیون نفر از مردم دنیا زبان دوم است. پس میبینیم کهاین تعداد با تعداد سخنگویانی که زبان انگلیسی زبان اول آنهاست برابر است. از طرفی ذکر این نکته الزامی است که رشد جمعیت در کشورهایی مانند هند و نیجریه با کشورهایی هم چون آمریکا و انگلیس قابل مقایسه نیست. رشد جمعیت در آمریکا و انگلیس سالیانه یک درصد میباشد در حالی که در کشورهایی هم چون هندوستان و نیجریه رشد جمعیت حدود سه درصد در سال است و این بدین معناست که رشد جمعیت سخنگویانی که زبان دوم آنها زبان انگلیسی است دقیقاً دو برابر سخنگویانی است که زبان مادریشان انگلیسی است. پدیده زبان هیچگاه با چنین موقعیتی و وضعیتی در طول تاریخ مواجه نشده است. به سادگی میتوان این حکم را صادر کرد که آینده زبان انگلیسی به منزله زبان دوم بستگی به آینده زبان انگلیسی در هند دارد. هر چند آمار دقیقی از تعداد کسانی که در هند قادر به تکلم زبان انگلیسی هستند در دست نیست، اما چند سال پیش بنا به گفته یکی از روزنامهها "یک سوم مردم هند دارای توانش زبانی گفتگویی به زبان انگلیسی هستند." یعنی یک سوم جمعیت هند جمعیتی حدود سیصد میلیون نفر است و این تعداد در واقع بیش از جمعیت انگلیسیزبانان در آمریکا، انگلیس، کانادا، استرالیا و ایرلند است. امروزه در هیچ جای دنیا به اندازه هند زبان انگلیسی سخنگو ندارد. اما در مورد کشورهایی که زبان انگلیسی در آنها به عنوان زبان خارجی محسوب میشود یعنی کشورهایی که زبان انگلیسی در آنها از موقعیت خاصی برخوردار نیست مانند چین، روسیه، ژاپن برخی از کشورهای اروپایی، جنوب آمریکا و آمریکای مرکزی. در این مناطق زبان انگلیسی چند نفر سخنگو دارد یا چه تعداد از مردم به زبان انگلیسی میتوانند تکلم کنند؟ هر چند آمار دقیقی در دست نیست اما گفته میشود تعداد کسانی که قادر به سخن گفتن به زبان انگلیسی هستند به هفتصد میلیون میرسد. پس با یک حساب سرانگشتی میتوان تعداد سخنگویان زبان انگلیسی را در جهان یک میلیارد و نیم تخمین زد واین رقم دقیقاً یک چهارم جمعیت کل جهان است.
دلایل و توضیحاتی که در بالا ذکر شد جهانی بودن زبان انگلیسی را اثبات میکند. یکی از اصلیترین اهداف زبان به عنوان وسیله بودن ارتباط مفاهیم است. شما میخواهید من را بفهمید و من میخواهم شما را بفهمم. این مفاهیم و درک متقابل صورت نمیگیرد مگر از طریق زبانی استاندارد. استاندارد بودن یک زبان است که مفاهیم را تضمین میکند. هنگامیکه برای اولین بار و در سال 1940 سازمان ملل متحد تأسیس شداین سازمان تنها پنجاه عضو داشت، اما امروزه تعداد اعضای این سازمان به 191 عضو رسیده است، یعنی تعداد کشورهایی که میخواهند با هم دیگر گفتگو کنند چهار برابر شده است. از طرفی زبان انگلیسی زبان قدرت بوده و هنوز هم هست. همهگیر بودن زبان انگلیسی به دلیل ساختار و گرامر زیبای این زبان نیست بلکه همهگیر بودنش به خاطر این مسئله است که زبان انگلیسی زبان مردم کشورهای قدرتمند بوده و است. دراینجا منظور از قدرت، قدرت سیاسی، اقتصادی، نظامی، علمی و فرهنگی است. اگر اندکی تأمل کنیم میبینیم که تمام نهادهای بانکی و سیستمهای بانکی، نهادها و سیستمهایی انگلیسی زبان بودهاند. از طرفی دیگر تمام ابداعات، اختراعات و نوآوریهای فرهنگی یا در کشورهای انگلیسی زبان صورت گرفته است یا توسط کشورهای انگلیسی زبان تسهیل و میسر شده است. رادیو، تلویزیون، سینما، آگهیها و تبلیغات، آژانسهای خبری،اینترنت و... یا در کشورهای انگلیسی زبان آغاز شده است یا توسط آنها تسهیل، میسر و همهگیر شده است. به عنوان مثال صنعت سینما را در نظر بگیرید. سینما در ابتدا از کشور فرانسه آغاز شد. اما ما امروزه همگی هالیوود را تجلیگاه و شناسنامه سینما میدانیم و امروزه بیش از 80 درصد از محصولات سینمایی در جهان یا مربوط به کشورهای انگلیسی زبان است یا به زبان انگلیسی است. ازاین روست که میگویم زبان انگلیسی زبان جهانی است. کشورهای غیرانگلیسی زبان به تدریج و به مرور زمان همچون خانوادهای که مواظبت و سرپرستی از کودکی را تقبل میکنند آنها نیز زبان انگلیسی را نزد خود نگهداری کرده و بزرگش میکنند. این کودک روزی از آن کس دیگری بوده است اما امروزه مال آنها است، مال شما و مال ماست. حس این قضیه در این است که آمریکاییها و انگلیسیهای عزیز دیگر نمیتوانند بگویند انگلیسی را باید با لهجه آمریکایی یا انگلیسی صحبت کرد. دیگر بایدی وجود ندارد. به عنوان نمونه امروزه وجود شیوهای از زبان انگلیسی به نام انگلیسی ـ هندی واقعیتی است انکارناپذیر استرالیایی، کانادایی و سنگاپوری هم همین طور. اینها همگی لهجههای مختلف یک زبان هستند. از سوی دیگر باید اذعان کنیم به همان اندازه که مفاهیم در یک زبان مهم است هویت نیز مهم است. زیرا هویت در اندیشه و در زبان نهفته است. آدمی خدشهدار شدن هویت را تحمل نمیکند. چه بسیارند ملتها و قومهایی که به خاطر زبانشان اعتصاب کردهاند، جنگیدهاند و جان باختهاند. از این رو دومین انقلابی که از آن سخن خواهم گفت و آن را فاجعه مینامم مرگ زبانها است.
در حال حاضر حدود شش هزار زبان در دنیا وجود دارد که نیمی از آنها یعنی سه هزار زبان با خطر مرگ و فراموشی رو به رو هستند. اگر اقدامی صورت نگیرد این امر تا اواخر این قرن اتفاق خواهد افتاد. تا صد سال دیگر هر دو هفته یک زبان خواهد مرد و به فراموشی سپرده خواهد شد. مرگ یک زبان یعنی مرگ آخرین سخنگو و میراثدار یک زبان، امروز حدود60 زبان در سراسر جهان وجود دارند که تنها یک سخنگو دارد. حدود 96 درصد از زبانهای دنیا تنها توسط چهار درصد از مردم صحبت میشود. مثلاً در نیجریه چهارصد و پنجاه و در هند دویست زبان وجود دارد. پس میبینیم اقوام و قبیلههای زیادی وجود دارند که تنها نشانگر هویتشان زبان آنهاست و در این میان غلطکهای عظیم الجثهای وجود دارند که زبانها و خرده زبانها را له میکنند و از بین میبرند.
در آمریکای جنوبی زبان اسپانیایی نقش این غلطک را ایفا میکند و در خیلی از کشورهای دیگر زبان انگلیسی و زبان عربی. اما سئوال این جاست که چگونه میتوان زبانی را از مرگ نجات داد و آن را زنده نگه داشت؟
برای نجات یک زبان سه عامل مهم است. 1- خواست مردم: یعنی این که مردم خودشان خواهان نجات و زنده نگه داشتن زبانشان باشند. 2- خواست دولت: دولتها باید به اهمیت گوناگونی زبان و گوناگونی زبان شناختی در کشورهایشان پیببرند. خیلی از کشورها این گونهاند و گوناگونی زبانها و فرهنگها را باعث غرور و افتخار میدانند. برخی از دولتها هم از زبان اقلیتها هراس دارند و این هراس بیشتر در مورد اقلیتهایی است که زبان و قومیت در میان آنها کاملاً درهم تنیدهاند. اما در بیشتر کشورهای اروپایی قانونی به تصویب رسیده است مبنی بر احترام به زبان اقلیتها و تلاش جهت حفظ و نگهداشتن آنها. یونسکو نیز به عنوان یک نهاد جهانی دراین زمینه بسیار جدی و فعال است. 3- نقدینگی و سرمایه: نگهداشتن زبان مستلزم هزینه است. هزینه جهت نگارش، چاپ و نشر کتاب و فرهنگ لغت و واژهنامه، هزینه جهت راهاندازی شبکهها و سایتهای اینترنتی و چترومها تا مردم بتوانند به زبان خودشان و از طریق آنها بخوانند، بنویسند و صحبت کنند. چند سال پیش مقدار پول و سرمایهای که برای این منظور برآورد شد سالیانه دویست هزار دلار بود و با احتساب سه هزار زبان رو به مرگ و فراموشی، سالیانه ششصد میلیون دلار لازم است تا سه هزار زبان را از مرگ نجات داد. این پول در نگاه اول هنگفت به نظر میرسد، اما باید بگویم که این مقدار پول معادل سود یک روز، تنها یک روز اپک است. پس میبینیم که چگونه استفاده صحیح از پول و سرمایه میتواند زبانها را از مرگ و فراموشی نجات دهد و گوناگونی زبانها را حفظ کند. همان گونه که ما امروزه به انقراض نسل برخی از حیوانها فکر میکنیم و دنبال پیدا کردن راهی برای جلوگیری از این انقراض هستیم و به اهمیت اکولوِِِِژیک این مسئله میاندیشیم لازم است به همان اندازه نیز به زبان و حفظ گوناگونی آن اهمیت دهیم. آیا مرگ آخرین گونه یک ببر یا یک یوزپلنگ از مرگ یک زبان مهمتر است؟ مرگ یک زبان یعنی مرگ یک دیدگاه و یک نگرش نسبت به جهان و پدیدههایش. شیوه نگرش هر قومی، قبیلهای و یا ملتی نسبت به جهان تنها از طریق زبان ابراز میشود. اینجاست که اهمیت گوناگونی زبانها مشخص میشود. این اهمیت را من و شما احساس میکنیم نه سیاستمداران عزیز. کدام سیاستمدار تا به حال قدمی برای زبان و حفظ آن برداشته است.
سومین انقلاب زبان شناختی که از آن یاد کردم، ورود اینترنت و ارتباط الکترونیکی است. ارتباط الکترونیکی با گفتار و نوشتار کاملاً متفاوت است. اما این تفاوتها چیستند؟ در هنگام محاوره و مکالمه طرفینی که مشغول مکالمه هستند متقابلاً به همدیگر اطلاعات میدهند و در این فرآیند دادن و گرفتن اطلاعات هیچ کدام از طرفین مانند یک تکه چوب خشک بی تفاوت و بی واکنش نیستند. یعنی چیزی به نام بازخورد وجود دارد و از طریق این بازخورد طرفین در حال مکالمه با حرکات سر و چشم و یا با اصواتی از قبیل آها، ها، امم و... همدیگر را دنبال میکنند و نشان میدهند که در حال گوش دادن به یکدیگر هستند. به این ایما و اشارهها و حرکات و اصوات باز خورد هم زبان گفته میشود. اما در ارتباط الکترونیکی و چت رومها بازخوردی اینگونه وجود ندارد. اجازه بدهید به تفاوت دیگری اشاره کنم. فرض کنید شما به دوستی یا به شخصی ایمیلی میفرستید. شخصی که ایمیل شما را دریافت میکند میبیند که این ایمیل حدود پنجاه سطر میباشد. گیرنده نمیخواهد به تمام پنجاه سطر، یعنی به کل ایمیل شما، پاسخ دهد. پس از دو روش Cut و Paste استفاده میکند یعنی قسمت مورد نظر را از محتویات ایمیل شما جدا میکند و دوباره آن را در صفحهای که قرار است جواب این ایمیل داده شود نشان میدهد و از این طریق به قسمت مورد نظر جواب میدهد. از بدو تاریخ پیدایش زبان آدمی هیچگاه نتوانسته از روش Cut و Paste در مکالمه و محاورهاش استفاده کند. و این تفاوت زبان اینترنت با زبان نوشتار و گفتار است. حال چترومها را در نظر بگیرید. چترومها واقعاً شگفتانگیز هستند. در هر اتاق حدود سي نفر و در اتاقهای بزرگ صدها نفر به طور هم زمان با همدیگر صحبت میکنند در حالی که هر کدام در گوشهای از این جهان پهناور در پشت کامپیوترشان نشستهاند. در این اتاقها در مورد موضوعات مختلف و به طور هم زمان صحبت میشود. مثلاً در صفحه اصلی و بر روی مانیتور شما میبینید که کسی در مورد آخرین رمانی که خوانده است صحبت میکند و جملاتی مینویسد، دیگری در حال ناسزا گفتن و دست انداختن بقیه است، در گوشه دیگری دو نفر مشغول گفتگوی عاشقانه و مغازله اند و برای همدیگر جملات عاشقانه مینویسند. و شما به عنوان عضوی از اعضای این روم به مکالمه و محاوره بيست و نه نفرگوش میدهید و آن را میبینید. حتی گاهی جدا از این صفحه عمومی و اصلی میتوانید هم زمان به چندیدن نفر پیام بفرستید.
در طول تاریخ و از ابتدای پیدایش زبان گفتار و نوشتار گفتگویی سي نفره و هم زمان صورت نگرفته است. تصور کنید که شما در یک مهمانی سي نفره هستید. آیا میتوانید با تمام این سی نفر و به طور هم زمان صحبت کنید؟ مثلاً به کسی بگویید :"بله نکته جالبی است" و به دیگری بگویید: "با این قسمت بحث شما مخالفم" و به عدهای در گوشهای دیگر در مهمانی بگویید:" اصلاً این جور نیست" و... فقط دیوانهها میتوانند در یک مهمانی اینگونه رفتار کنند. اما در چترومها مشارکت در یک گفتگوي سي نفره و هم زمان به آسانی ممکن است.
این به سرعت و مهارت انگشتان شما در تایپ کردن بستگی دارد تا در آن واحد با چندین نفر صحبت کنید و به پیامهایشان جواب دهید. ارتباط الکترونیکی و زبان اینترنت حتی با زبان نوشتار هم متفاوت است. این تفاوت را با یک مثال روشن میکنم. فرض کنید که شما کتابی را باز میکنید و به خواندن صفحه شصت کتاب میپردازید. بعد کتاب را میبندید و دوباره همان صفحه را باز میکنید. اگر ببینید که صفحه شصت تغییر کرده و محتویات و نوشتههای این صفحه چیز دیگری است، بیگمان یا به عقل خودتان شک میکنید و یا فکر میکنید کار از ما بهتران است. پس درمییابیم که زبان نوشتار و نوشتهها ثابت و دائمیاند نه حرکت میکنند و نه تغییر مییابند. صفحه شصت یک کتاب تا ابد همان گونه خواهد ماند. اما در مورد صفحات اینترنتی جریان اینگونه نیست،
نکته جالب دیگری که در مورد زبان چترومها وجود دارد استفاده از علائم اختصاری است. این علائم و اختصارات اصلاً در زبان نوشتار و گفتار وجود ندارد. مثلاً هنگام چت کردن مینویسند: "brb" و این یعنی "الان بر میگردم" یا مینویسند:"cula8r" و این یعنی "به امید دیدار" و... آیا این مدیوم ارتباطی کاملاً با مدیوم گفتار و نشتار متفاوت نیست؟ آیا این یک انقلاب در ارتباطات محسوب نمیشود؟
آخرین موردی که بدان اشاره میکنم این است که هنگامی که برای اولین بار و در آمریکا اینترنت و استفاده از آن آغاز شد صد در صد از زبان شبکهها و سایتهای اینترنتی به زبان انگلیسی بود. در سال 1995 میزان حضور زبان انگلیسی در این شبکهها و سایتها به نود درصد رسید چرا که زبانها و کشورهای دیگری نیز شروع به استفاده از این مدیوم ارتباطی کردند. در سال 2000 این درصد به هفتاد رسید و در سال 2003 این میزان به کمتر از پنجاه درصد کاهش یافت. چرا که امروزه در شبکهها و سایتهای اینترنتی بیش از 2000 زبان وجود دارد و برخی از این زبانها صدها و هزاران سایت را از آن خود کرده است و همین سایتها و چترومها و شبکههای اینترنتی باعث زنده نگه داشتن این زبانها شده است. حال چه کسانی بیشتر سراغ سایتها و چترومها میروند؟ بیشک نوجوانان بیشترین استفاده را خواهند داشت. به جرأت میتوان گفت آینده زبان بستگی به نوجوانها دارد چرا که نوجوانها والدین نسل آینده هستند. نتیجه این خواهد بود: از آنجا که بیشتر نوجوانها با اینترنت و چترومها سروکار دارند، آینده زبان از طرفی به نوجوانان و نهایتاً به اینترنت بستگی دارد. اینجاست که نقش اینترنت در نجات زبانهای رو به مرگ مشخص میشود.
منبع: روزنامه روژههلات شماره 23 صفحه علوم اجتماعی
