نویسندگان در دنیای امروز: دکتر محمد رضا طاهری
نویسندگان در دنیای امروز
دکتر محمد رضا طاهری
خواستن برای درک حقیقت شیفتگی و عشق برای تحقیق و نویسندگی خود به خود استعداد انسان را شکوفا می کند. پیامبران نیز به دنبال درک و خواستار حقیقت بوده اند، اگر این فاکتورها برای نویسندگی نباشد عمر را به هدر دادن است.
نویسنده باید جامعه خود را کاملا بشناسند زیرا این لازمه ارزشمند شدن نوشته های او میباشد. نوشته ها نباید در قالب تعصبات خشک و کور باشد. نویسنده نباید عقده های درونی خود را با نوشتن خالی کند زیرا کسانی که نوشته را میخوانند بزودی به ماهیت نویسنده آن پی میبرند. بعضی از کسانی که دارای روزنامه یاهفته نامه هستند از این امتیازی که دارند روشی را در نوشتن یا درج مطلب روزنامه یا هفته نامه شان اتخاذ می کنند که بیشتر جنبه باج گیری یا باج خواهی دارد تا نویسندگی یا داشتن یک نشریه مستقل و آزاده. یا ملاحظه میشود که دارندگان مطبوعات با این ابزار می خواهند رقیب را از میدان خارج کنند یا بنحوی جبهه گیری کنند. حتی کار به آنجا کشیده شده است که صاحب امتیاز یک نشریه درصورتی که کاری یا مشکلی در ارگان یا سازمان یا تشکیلات اداری داشته باشد و کارش به موقع انجام نشود یا انجام کارش یا خواسته اش ممنوعیت قانونی داشته باشد مجری مسؤل را بنحوی مستقیم یا غیرمستقیم تهدید به مطبوعات کشاندن عملکرد وی می کند.
به هر حال مواردی دیده می شود که مدیر مسؤل یا صاحب امتیاز یک نشریه، نشریه را برای خود بجای اینکه جایگاهی برای انعکاس مسایل واقعی و دردهای جامعه داشته باشد ابزاری در جهت گروکشی، نان به همدیگر قرض دادن و بده بستان قرار می دهند.
لذا به چنین صاحبان نشریه یا نویسندگان که قلم خود را در جهت کسب قدرت و منافع فردی و گروهی خاص خود به کار گیرند، معمولا نویسندگان یا مطبوعات ورشکسته می گویند از طرفی بزرگتر ین توفیق نویسنده یا صاحب نشریه این است که نشریه اش مورد مکالمه عموم مردم قرار گیرد. به همین جهت وقتی که نشریه و نوشته حاصل از نویسنده خریده و خوانده نشود در واقع ورشکسته است و این خود دلایلی عمومی می تواند داشته باشد.
الف- اولين علت پایین بودن سطح علم و دانش که گاهی کلی جامعه است و هر قدر سطح علم و دانش و آگاهی عمومی پایین باشد مقام و اعتبار و عزت نویسنده کمتر است.
ب- پایین بودن خلاقیت و نوآوری نویسنده، در هر نوشته بایستی پیام جدیدی باشد. تکراری مطالب کهنه در مطبوعات مردم را خسته و دلزده می کند. یکی از دلایل فروش قابل توجه روزنامه ها وهفته نامه های سال های 76 و 77 و اوایل 78 بدلیل این بود که هر روز نویسندگان مطالب جدیدی در نوشته های خود داشتند.
کتابهایی که مطالب علمی و تازه ای دارند معمولا خیلی بسرعت در جامه مشهور می شوند و تیراژ و تکرار چاپ آن بالا می رود. همه مردم که بنحوی بدنبال کنجکاوی برای مطالب جدید هستند خریداری و مطالعه می کنند.
متاسفانه به لحاظ محدودیتهای خاص و شرایطی که بر جامعه حاکم است بیشتر نوشته ها و سخنرانی ها کلیشه ای و تکرای و در قالب های خاصی ارائه می شود و شنیدن چنین مطالبی یا خواندن آن ها برای مردم کسل کننده و تنفرآور خواهد بود و اعتماد مردم از چنین سخنرانی ها و نویسندگانی سلب میشود.
نتیجتا، اگر کتاب خوان و شنونده خوب وجود ندارد بیشتر به این دلیل است که کتاب خوب و گفته های نو و خلاق و جذاب هم وجود ندارد، نوشته و گفته خوب مانند چراغی تابان است و به هر صورت راه خود را میگشاید.
علاوه بر آن، اکثر نویسندگان در کشور های توسعه نیافته فقیر هستند زیرا زمینه برای رشد کافی ندارند و حکومت ها بدیده حسن نیت به آنها نگاه نمی کنند. هر گونه روشنگری و بیان و طرح مشکلات را مخالف اهداف و منافع خودشان می دانند. بسیاری از نویسندگان حتی وجه کافی برای خرید کتاب های گران قیمت ندارند. لذا فقر آنچنان غالب بر نویسنده می شود که انگیزه کاری را از او می گیرد.
بنابراین اگر فکر و قلم و نوشته صرفا در خدمت تامین معاش قرارگیرد دچار انحراف می شود و جامعه را نیز به انحراف و انحطاط می کشاند از طرفی از قدرت و منزلت نویسنده کاسته می شود وقتی که نوشته برای سیر کردن شکم و تامین معاش تنظیم گردد تدریجا به صورتهایی به بازار اندیشه و فرهنگ عرضه می شود که تامین کننده معاش بیشتر باشد.
بنابراین نویسنده ناچار میشود که نه بر اساس نیازهای اجتماع و نه بر اساس علاقه ها و تواناییها و استعدادهای فطری اش، بلکه بر اساس مصالح و شرایط روز بنویسد یعنی ابن الوقت باشد. بنابراین نویسنده به هیچ کس تا آنجا که مربوط به قلم و فکر و نوشته وی است نباید وابستگی داشته باشد، باید مستقل فکر کند و مستقل بنویسد.
نویسندگان، یک جامعه بدون حرکت و ایستا را تکان و تحرک میدهند. زیرا آنها با بیان آن چیزهایی که از نظر مردم پنهان است به مردم آگاهی میدهند و آگاهی مردم موجب عمر و جنبش و تحرک آنها میشود و این سیر موجب تکامل و دگرگونی میشود. بنابراین یک دولت و نظام خوب آن است که از انتقاد استقبال نماید نه آنکه در صدد و مقابله با آن بر آید. اگر راه انتقاد بسته باشد و یا اشکالات مطرح شده رفع نگردد اعتراض و نارضایتی افزایش یافته و تبدیل به کینه و خصومت میگردد.
از محدودیتهایی دیگر که نویسندگان با آن مواجه هستند وجود تعصبات و فرهنگ و سنتها و روشهایی که مانع توسعه هستند و بعنوان ارزش در ذهن مردم جا افتاده اند میباشد، مقابله با این تعصبات و روشها کار آسانی نیست بخصوص که در چنین جوامعی عده ای بعنوان دلسوز مردم بر این ارزشهای منفی صحه میگذارند و آنها را از طریق رسانه های انحصاری که در اختیار دارند تقویت میکنند و خود بر این موج سوار هستند و بهره کافی شخصی میبرند و قدرت خودشان را سوار بر اینگونه تفکرات تحکیم میبخشند. تا زمانیکه این گونه تفکر در جامعه وجود دارد این گونه گروهها که در کشورهای جهان سوم معمولا از مشمولین نیز میباشند در راس قدرت هستند و شرایط بر وفق مراد آنها است و از تمامی اهرمهایی که در دست دارند با نویسندگانی که با نوشتن و قلم زدن ماهیت این تعصبات و ارزشهای منفی را روشن میکنند قاطعانه مقابله میکنند.
بطور کلی، شرایطی که در کشورهای توسعه نیافته وجود دارد نویسندگان را به چهار گروه تقسیم بندی میکند.
اول اینکه گروهی از نویسندگان برای تامین معاش و گذراندن زندگی نویسندگی میکنند. نوشته های این گروه بیشتر جنبه دکان و بازار و تجارت دارد. این گونه نویسندگان سعی دارند که به نحوی بنویسند که درآمد بیشتری عاید آنها شود.
دوم آنکه عده ای از نویسندگان در این گونه کشورها برای خوش آمد مدیران، استانداران، وزراء و مسئولین نهادها و تشکیلات دولتی و شبه دولتی قلمفرسائی میکنند، در مقابل از آنها توقعاتی دارند، به دنبال امتیازاتی هستند و مقام و موقعیت میخواهند. به این گونه نویسندگان معمولا نویسندگان درباری میگویند.
سوم آنکه دسته ای دیگر از نویسندگان به دنبال شهرت و نام و نشان خود هستند و در نظر دارند که به هر صورت از خود نامی به یادگار گذاشته باشند و تاریخ از آنها یاد کند.
دسته چهارم و آخری آنهایی هستند که به خاطر جامعه و آرمان آن و به خاطر انسانیت و اعتلای آن و رسیدن به حقیقت نویسندگی میکنند که البته تعداد آنها بسیار کم است.
در پایان باید گفت که ارزش یک نویسنده به نوشته های متعدد نیست بلکه به ارائه کار خوب است هر چند که از نظر کمیت کم باشد، مثلا فردوسی، حافظ، مولوی و سعدی، آثاری که از خود بجا گذاشته اند از نظر کمیت کم است اما از نظر کیفیت آنقدر گرانبهاست که جنبه ابدی پیدا کرده است.
هفته نامه عیاران، سه شنبه 30 مرداد 1380 – سال سوم، شماره 68. محمد رضا طاهری، نویسندگان در دنیای امروز، صفحه های 5 – 7.
